
فیلم، ۱۹۵۷
جدال در اوکی کرال
Gunfight at the O.K. Corral
۲۲ دانستنی
۲۲ دانستنی پشت صحنهٔ جدال در اوکی کرال
کرک داگلاس و برت لنکستر پیشتر در فیلم I Walk Alone (1947) با هم کار کرده بودند و اغلب در مراسمهای مختلف هالیوود یکدیگر را میدیدند. اما به گفتهٔ داگلاس در زندگینامهاش، «پسر کهنهفروش»، تا همین فیلم دوست نشدند و همین باعث شد لحظههای شوخ و راحتی در پشت صحنه شکل بگیرد. مثلاً در صحنهای که لنکسترِ بیسلاح در سالن مشروبفروشی محاصره شده و داگلاس با دزدیدن اسلحهٔ مردی دیگر و انداختنش به دست او نجاتش میدهد، نتوانستند روی کار تمرکز کنند. داگلاس نوشته است: «رفتیم روی ایوان و برت به من گفت: "ممنون، داک." من باید میگفتم: "فراموشش کن." وقتی رسیدم به "فراموشش کن"، مسخره بودن صحنه، دلاوری و مردانگی بهاصطلاح بزرگمان، ما را از خنده قهقههانداخت. صحنه را بارها و بارها گرفتیم. فقط بیشتر میخندیدیم.» آخرش آنقدر خندیدند که جان استرجسِ عصبانی آن روز فرستادشان خانه.
تاریخنگاران غرب وحشی جان استرجس را بهشدت نقد کردند که آن جدالِ عنوانِ فیلم را بسیار پرجزئیاتتر و کشدارتر از آن تیراندازی کوتاه و خونینِ واقعی ساخته بود. نقد دیگری هم بر او بود: اینکه این واقعیت را حذف کرد که برادران ایرپ بلافاصله بعد از ماجرا به اتهام قتل دستگیر و محاکمه شدند (و تبرئه شدند). استرجس در 1967 فیلم دنبالهای ساخت، «ساعت اسلحه»، که با روایتی بسیار دقیقتر از جدال شروع میشود و پیامدهایش را با جزئیات نشان میدهد. در این فیلم جیمز گارنر نقش وایت ایرپ و جیسون روباردز نقش داک هالیدی را بازی میکردند. دقت فیلم تحسین شد، اما در گیشه شکست خورد و نقدهای بدی گرفت.
آن جدال افسانهای در 26 اکتبر 1881 رخ داد و سی ثانیه طول کشید و پس از ردوبدل شدن سیوچهار گلوله، سه کشته برجای گذاشت. جدال داستانیِ این فیلم چهار روز فیلمبرداری شد و خونریزیای پنجدقیقهای روی پرده ساخت.
برت لنکستر پذیرفت در این فیلم بازی کند به شرط آنکه بتواند در The Rainmaker (1956) هم که هال بی. والیس تهیهکنندهاش بود، نقش اصلی را بگیرد.
کرک داگلاس چند ماه پیش از فیلمبرداری «جدال در اوکی کرال» تازه شهوت برای زندگی (1956) را تمام کرده بود. خودش گفت که نقش ونسان ون گوگ، آن شخصیت آشفته و ناپایدار، مدتی بعد هم رهایش نکرد. این را در صحنهٔ برقآسای فیلم میشود دید؛ جایی که داک هالیدی با خونسردی از کیت، دختر سالن رقص، میپرسد «رینگو آنجا بود؟» و بعد در انفجاری از خشم مهارنشدنی میترکد، درست مثل ون گوگ در شهوت برای زندگی (1956).
بسیاری معتقد بودند کرک داگلاس که وسواس تناسب اندام داشت، برای نقش داک هالیدی انتخاب اشتباهی بود.
این فیلم در فهرست سال 2001 بنیاد فیلم آمریکا از 400 فیلم نامزدِ 100 فیلم هیجانانگیز تاریخ سینمای آمریکا قرار گرفت.
برخلاف تصویرهای دیگر وایت ایرپ روی پرده (و چه برسد به واقعیت)، برت لنکستر در این فیلم سبیل ندارد.
بر اساس خبرهای ژانویه و فوریهٔ 1955، هال بی. والیس امید داشت همفری بوگارت را برای نقش هالیدی و باربارا استانویک را برای نقشی مهم دیگر انتخاب کند.
در زندگینامهٔ برت لنکستر آمده که او و جان استرجس، کارگردان، سر جزئیات شخصیت ایرپ در پشت صحنه آشکارا با هم بحث و جدل میکردند.
این دومین نمایش از سه نمایشِ جدال در اوکی کرال است که دیفارست کلی (مورگان ایرپ) در آن حضور داشت. او پیشتر در The Gunfight at the O.K. Corral (October 26, 1881) (1955) نقش آیک کلنتون را بازی کرده بود و بعدها نقش دکتر لئونارد مککوی را بازی کرد که در Spectre of the Gun (1968) نقش تام مکلوری را بر عهده گرفته بود.
جو ون فلیت که در اکتورز استودیو آموزش دیده بود، برای فرو رفتن در نقش زنی آزاردیده کمک میخواست. از کرک داگلاس خواست محکم بزند توی صورتش. او هم زد.
بخش زیادی از این فیلم در مجموعه معروف اولد توکسون، نه چندان دور از شهر واقعی سنگ گور، فیلمبرداری شد؛ اما جالب اینکه دکور خیابان شهرک آن در حلقههای ابتدایی بهعنوان فورت گریفین در تگزاس استفاده شد و صحنههای خیابانی بعدی سنگ گور در جنوب کالیفرنیا و همان لوکیشن پشتصحنه استودیوی پارامونت فیلمبرداری شد که در بونانزا (۱۹۵۹) بهعنوان ویرجینیا سیتی در نوادا به کار رفته بود.
دنیس هاپر در داستان عاشقانه واقعی (۱۹۹۳) با ول کیلمر همبازی بود، همان کسی که در سنگ گور (۱۹۹۳) نقش داک هالیدی را بازی کرد. او در دنیای آب (۱۹۹۵) هم با کوین کاستنر همبازی بود، بازیگری که در وایات ارپ (۱۹۹۴) نقش اصلی را داشت.
در صحنه پرتاب چاقو، لی ون کلیف اصرار داشت بهجای چاقوی بدلی از چاقوی واقعی استفاده شود تا شوک و ترسش روی پرده واقعی به نظر برسد.
در سنگ گور (۱۹۹۳) و وایات ارپ (۱۹۹۴) نقش داک هالیدی را بهترتیب ول کیلمر و دنیس کواید بازی کردند. مایکل داگلاس، پسر کرک داگلاس، با هر دو بازیگر کار کرده است؛ بهترتیب در روح و تاریکی (۱۹۹۶) و ترافیک (۲۰۰۰).
برت لنکستر در نقش «وایات ارپ» همه صحنههای اکشن خودش را خودش انجام داد، از جمله صحنه معروف شیرجه دویدن در ابتدای تیراندازی در اوکی کرال، لحظاتی پیش از رویارویی با جک الم، بازیگر شناختهشدهای که نقش تیرانداز «تام مکلاوری» را داشت. لنکستر از چابکیاش بهعنوان آکروبات که پیش از بازیگری انجامش میداد بهره گرفت.
کرک داگلاس در زندگینامه خود با نام «پسر کهنهباف» (۱۹۸۸) نوشت که هنگام بازی در نقش داک هالیدی دقیقاً برنامهریزی میکرد در هر صحنه چند سرفه و از چه نوعی داشته باشد تا پس از تدوین فیلم مشکلی در پیوستگی پیش نیاید.
این فیلم یکی از الهامبخشهای کمدی هجوآمیز زینهای شعلهور (۱۹۷۴) اثر مل بروکس بود. بروکس به دلیل بیمعنایی شعر ترانه تیتراژ و شور و حرارتی که خوانده میشد، همان خواننده، فرانکی لین، را انتخاب کرد.
لی ون کلیف در طول دوران حرفهاش با دو نسل از خانواده راسل همبازی شد. در این فیلم ۱۹۵۷، بینگ راسل نقشی کوچک و بدون ذکر در تیتراژ بهعنوان ساقی میخانه در ابتدای فیلم دارد، جایی که شخصیت ون کلیف، اِد بیلی، وارد میخانه میشود و منتظر داک هالیدی است. ۲۴ سال بعد در ۱۹۸۱، لی در فرار از نیویورک اثر جان کارپنتر با کورت راسل، پسر بینگ، همبازی شد.
صحنه تیراندازی در اولد توکسون و در همان لوکیشنی فیلمبرداری شد که صحنه تیراندازی پایانی ریو براوو (۱۹۵۹)، فیلمی دیگر با بازی بینگ راسل، در آن گرفته شده بود.
اولین رویارویی در سنگ گور، میان آیک کلنتون و وایات ارپ، جلوی یک تئاتر رخ میدهد. نمایش آن تئاتر از «ادی فوی و گروهش» است. ادی فوی، هنرمند واریته، سه سال در غرب سفر کرد و گفته میشود با وایات ارپ، داک هالیدی و بت مسترسون دیدار کرده است. دو سال پیش از این فیلم، باب هوپ در هفت فوی کوچک (۱۹۵۵) نقش ادی فوی را بازی کرده بود.