۱۲ دانستنی پشت صحنهٔ Jimmy McNulty
دومینیک وست نگران بود که در طول تولید طولانی یک سریال تلویزیونی نتواند لهجهی آمریکاییِ باورپذیری دربیاورد؛ اما هرچند این کار را بینقص انجام داد، خودش و سازندگان سریال وقتی دیدند تقریباً همهی طرفداران و منتقدان میگویند جیمی مکنالتی شبیه هیچکس از اهالی بالتیمور که تا حالا دیده یا شنیدهاند نیست، خندهشان گرفت. وست تأیید کرد که تلاش کرده لهجهی اصیلِ اهالی بالتیمور را دربیاورد، اما آنقدر مسخره از آب درآمد که بعد سراغ یک لهجهی خیلی عمومیِ میانهی اقیانوس اطلس رفت که خوب به گوش میآمد.
انتخاب اول دیوید سیمون برای نقش جیمی مکنالتی، جان سی. ریلی بود.
نام جیمی مکنالتی در ابتدا جیمی مکآردل بود، اما چون هیچکس این اسم را دوست نداشت، رابرت اف. کولزبری، تهیهکنندهی اجرایی، پیشنهاد داد نامش عوض شود.
کریس باوئر برای نقش جیمی مکنالتی تست داد اما رد شد و در عوض در فصل دوم نقش فرانک سوبوتکا را گرفت.
نقش جیمی مکنالتی به ری وینستون پیشنهاد شد، اما او قبول نکرد. سریال را دوست داشت، ولی نمیخواست هفت ماه از سال را دور از خانوادهاش بگذراند.
اولین دیالوگ و آخرین دیالوگ سریال را جیمی مکنالتی میگوید.
صحنهی معروف فصل ۱ که مکنالتی و بانک فقط با تغییر دادن فحش انگلیسی یک صحنهی جرم را بررسی میکنند، در اصل بهعنوان یک چالش توسط نویسندگان نوشته شد تا ببینند میتوانند یک کشف پیچیدهی پزشکیقانونی را فقط از طریق زیرمتن و دیالوگ تککلمهای منتقل کنند یا نه.
برخی از صحنههای داخلی سریال، از جمله دکور آپارتمان مکنالتی و دفترهای کلانتری، داخل یک انبار سابق سامز کلاب ساخته شد. کاربریِ مجازِ آن ساختمان بهگونهای بود که مستأجرش باید کسبوکار خردهفروشی میبود و وقتی سازندگان برای اجارهی ساختمان بدون فروش چیزی از آن به مشکل خوردند، به این فکر افتادند که آنجا مغازهای باز کنند و تیشرت، دیویدی و دیگر سوغات سریال بفروشند، تا اینکه سرانجام مشکل حل شد.
دومینیک وست دربارهی سختی لهجهی بالتیموریاش توضیح داد: «برای من هیچوقت راحتتر نشد. راستش برایم واقعاً مشکل بود. خیلی رویش کار کردم. فکر میکنم تهیهکنندگان کمکم حس میکردند شاید دیگر به مربی نیاز نداشته باشم، اما داشتم. تا آخرین روز فیلمبرداری کل سریال به او نیاز داشتم و مدام تلاش میکردم، مخصوصاً هر وقت او [مکنالتی] احساساتی میشد یا شروع میکرد به داد زدن. آنوقت است که لهجه از دستت میرود و لهجهی خودت گل میکند. همیشه از آن صحنهها میترسیدم و عذاب بود».
دیوید سیمون گفته هدفش این بوده که انگیزههای مکنالتی را مبهم نشان دهد. او بر اساس تجربهاش با کارآگاههای واقعی معتقد است بیشتر درامهای جنایی شخصیتهای پلیس را با این دروغ نشان میدهند که به قربانیان پروندههایی که رویشان کار میکنند عمیقاً اهمیت میدهند. سیمون میگوید در تجربهی او، یک کارآگاه خوب معمولاً با هیجان حل معما انگیزه میگیرد؛ او جرم را «توهین به غرور فکریاش» میبیند و همین به او انگیزه میدهد تا آن را حل کند.
بر اساس کتاب راهنمای سریال، مکنالتی مدرک دانشگاهی در رشتهی فلسفه دارد.
دانستنیهایی که داستان را لو میدهند
نمایش (اسپویلر)
در فصل چهارم، دومینیک وست که ستارهی ظاهری سریال بود، درخواست کرد نقشش کمتر شود تا بتواند وقت بیشتری را با خانوادهاش در لندن بگذراند. در سریال اینطور توضیح داده شد که جیمی مکنالتی شغلی گشتزنی گرفته که کار سنگینتری نمیخواهد.
