
۱۱۸ دانستنی پشت صحنهٔ ۱۲ مرد خشمگین
جوزف سوینی بعد از این فیلم دیگر بازی نکرد.
پیش از نمایشهای مطبوعاتی، فیلم در جلسههایی ویژه برای کانونهای وکلای هر ۴۸ ایالت آن روز آمریکا نمایش داده شد. پس از اکران هم کانون وکلای آمریکا از آن تقدیر کرد، چون به گفتهٔ این نهاد «به درک و شناخت بیشتر مردم از نظام عدالت آمریکا یاری رسانده بود».
تا سال ۲۰۲۰، ۱۲ مرد خشمگین کوتاهترین فیلم در میان ده فیلم برتر IMDb بود و تنها فیلم این گروه که به دو ساعت نمیرسد. در میان سی فیلم نخست IMDb هم فقط همین فیلم زیر ۱۰۰ دقیقه است؛ فیلم بعدی با زمانی دو رقمی، روشناییهای شهر (۱۹۳۱)، در رتبهٔ ۳۵ ایستاده است.
فیلم سودی نکرد و هنری فوندا هیچگاه دستمزد معوقش را نگرفت. با این همه، همیشه آن را از سه فیلم برتر کارنامهاش میشمرد؛ دو فیلم دیگر خوشههای خشم (۱۹۴۰) و ماجرای آکسبو (۱۹۴۳) بودند.
هنری فوندا خودش سراغ سیدنی لومت رفت و از او خواست اقتباس سینمایی را کارگردانی کند؛ کارهای تلویزیونی لومت در Studio One (۱۹۴۸) و The Alcoa Hour (۱۹۵۵) حسابی تحت تأثیرش قرار داده بود.
مؤسسهٔ فیلم آمریکا در سال ۱۹۹۸ برای انتخاب ۱۰۰ فیلم برتر آمریکایی فهرستی ۴۰۰ تایی از نامزدها تهیه کرد و این فیلم هم در آن جا داشت.
در میان نامزدهای اسکار بهترین فیلم آن سال، این تنها فیلمی بود که نه در رشتههای بازیگری اصلی و نه در هیچ رشتهٔ بازیگری دیگری نامزدی نداشت.
فیلم در سه رشته نامزد اسکار شد و در هر سه، جایزه به پل رودخانهٔ کوای (۱۹۵۷) رسید.
یونایتد آرتیستس ساخت فیلم را به هنری فوندا پیشنهاد کرد و او هم بازیگر شد و هم تهیهکننده. اما تهیهکنندگی چنان کلافهاش کرد که تصمیم گرفت دیگر هیچوقت سراغش نرود.
قرار بود جرالد هیرشفلد فیلمبرداری کند، اما در آخرین لحظه بوریس کافمن جایش را گرفت.
در آغاز فیلم ۱۲ زن به چشم میخورند.
سیدنی لومت دوربین را با حساب دقیق طوری به کار گرفت که هرچه بحث اعضای هیئت منصفه بالا میگیرد، نماها کمکم تنگتر و فشردهتر شوند.
کتابخانهٔ کنگره در سال ۲۰۰۷ این فیلم را به دلیل «اهمیت فرهنگی، تاریخی یا زیباییشناختی» برگزید تا در فهرست ملی فیلم نگهداری شود.
رجینالد رز، فیلمنامهنویس، پس از آنکه خودش عضو هیئت منصفهٔ پروندهای دربارهٔ قتل غیرعمد شد، به فکر نوشتن درامی افتاد که در اتاق هیئت منصفه بگذرد.
فیلم در عرض چند هفته و به ترتیب صحنهها گرفته شد تا بازیگران بتوانند تنش و تحول عاطفی داستان را به شکلی طبیعی پیش ببرند.
هنری فوندا همین که پا به صحنه گذاشت، از پردههای نقاشیشدهٔ ارزان پشت پنجرههای اتاق هیئت منصفه به سیدنی لومت شکایت کرد: «مثل آشغالاند. پردههای هیچکاک محشر بود، آدم احساس میکرد میتواند واقعاً داخلشان قدم بزند.» منظورش فیلم قبلیاش با سر آلفرد هیچکاک، مرد عوضی (The Wrong Man، ۱۹۵۶)، بود. لومت خیالش را راحت کرد که بوریس کافمن، مدیر فیلمبرداری، فکری برای درست درآمدن پردهها دارد. با این حال بهروشنی پیداست که پرده از زاویهای پایینتر از پنجره کشیده شده؛ یکی از ساختمانهای بلند بهوضوح کج است، گویی از نقطهای بسیار پایینتر به آن نگاه کردهاند.
عدد «۳» بارها در فیلم تکرار میشود. سه دقیقهٔ اول تنها بخشی است که بیرون از اتاق هیئت منصفه میگذرد؛ شمارهٔ سالن دادگاه ۲۲۸ است (۲+۲+۸=۱۲ و ۱+۲=۳)؛ عضو شمارهٔ ۸ میگوید سه فرزند دارد؛ عضو شمارهٔ ۷ یکجا به بقیه میگوید ساکت شوند، چون بابت عضویت در هیئت منصفه روزی ۳٫۰۰ دلار میگیرند؛ عضو شمارهٔ ۶ تعریف میکند که سه روز وقت گذاشته تا خانهای را رنگ کند؛ عضو شمارهٔ ۴ یادآوری میکند که جنایت سه ماه پیش از محاکمه رخ داده؛ کسی که بر سر بیگناهی متهم با عضو شمارهٔ ۸ درمیافتد عضو شمارهٔ ۳ است؛ و سرانجام عضو شمارهٔ ۱۰ از سه پارکینگش میگوید که بیاستفاده ماندهاند.
این داستان نخستین بار در سال ۱۹۵۴ برای مجموعهٔ تلویزیونی Studio One ساخته شد و هنری فوندا چنان دلباختهٔ آن شد که از جیب خودش برای نسخهٔ سینمایی سرمایه گذاشت.
هنری فوندا و ادوارد بینز بعدها باز هم در فیلمی از سیدنی لومت کنار هم بازی کردند: Fail Safe (۱۹۶۴).
بیشتر اعضای گروه فنی، که پرتلاش ولی نسبتاً کمتجربه بودند، کارگر بارانداز بودند. کار سینما آنقدر نبود که خرج تمام سالشان را بدهد، برای همین دو کارت اتحادیه داشتند: یکی کارت شعبهٔ محلی ۵۲ و دیگری کارت اتحادیهٔ ILA.
اگر نماهای بیرونی را کنار بگذاریم، کل فیلم در سه اتاق میگذرد.
نام این فیلم در فهرست سال ۲۰۰۱ مؤسسهٔ فیلم آمریکا از ۱۰۰ فیلم پرهیجان سینمای آمریکا آمده است.
مجموعهٔ ماوریک (۱۹۵۷) در قسمت ۱۷ از فصل ۱، با عنوان طناب کارتها (۱۹۵۸)، همین داستان را اقتباس کرد.
نخستین پخش این داستان در ۹/۲۰/۱۹۵۴ بود، به شکل نمایشی تلویزیونی در Studio One (۱۹۴۸) با نام Twelve Angry Men (۱۹۵۴). هیئت منصفهٔ آن نسخه را نورمن فل، جان بیل، فرانشو تون، والتر ایبل، لی فیلیپس، بارت برنز، پل هارتمن، رابرت کامینگز، جوزف سوینی، ادوارد آرنولد، جرج وسکووچ و لارکین فورد (که با نام ویل وست در عنوانبندی آمد) تشکیل میدادند. از این جمع فقط سوینی و وسکووچ نقششان را در فیلم هم بازی کردند. کارگردان نسخهٔ تلویزیونی فرانکلین جی. شافنر بود که سالها بعد برای پاتون (Patton، ۱۹۷۰) اسکار کارگردانی گرفت.

۱۲ مرد خشمگین (۱۹۵۷): مردی با پیراهن، کراوات و بند شلوار با حالتی جدیتصویر: Wikimedia Commons · Unknown (Trailer screenshot), Public domain از ۱۲ بازیگر نقش اعضای هیئت منصفه، ۹ نفر سابقهٔ نظامی داشتند و ۸ نفرشان در جنگ جهانی دوم خدمت کرده بودند. هنری فوندا (عضو شمارهٔ ۸) و جان فیدلر (عضو شمارهٔ ۲) در نیروی دریایی بودند و رابرت وبر (عضو شمارهٔ ۱۲) در تفنگداران دریایی. جک کلاگمن (عضو شمارهٔ ۵) در ارتش خدمت کرد و مارتین بالسام (عضو شمارهٔ ۱)، لی جی. کاب (عضو شمارهٔ ۳) و ادوارد بینز (عضو شمارهٔ ۶) در نیروی هوایی ارتش آمریکا. جک واردن (عضو شمارهٔ ۷) پیش از جنگ در نیروی دریایی بود و در جنگ جهانی دوم در نیروی دریایی بازرگانی آمریکا و سپس در ارتش خدمت کرد. اد بگلی (عضو شمارهٔ ۱۰) هم در جنگ جهانی اول در نیروی دریایی بود. پشت دوربین هم وضع همین بود: سیدنی لومت کارگردان، رجینالد رز نویسنده و تهیهکننده، جورج جاستین تهیهکنندهٔ همکار و رودی باند، بازیگر نقش قاضی، همه کهنهسربازان ارتش در جنگ جهانی دوم بودند و بوریس کافمن، فیلمبردار، در جبههٔ اروپا با ارتش فرانسه جنگیده بود.
فیلم در ۱۹۵۷ اکران شد، اما در عنوانبندی آغازش سال ثبت حق نشر ۱۹۵۶ (mcmlvi) آمده است.
برای دیدن گسترهٔ نقشهایی که از لی جی. کاب برمیآمد، کافی است این قلدر خشمگین و سنگدل را کنار بازرس مهربان و دلسوزش در جنگیر (۱۹۷۳) بگذارید.
۳ برندهٔ اسکار در این فیلم بازی میکنند، یعنی هنری فوندا، مارتین بالسام و اد بگلی؛ ۲ بازیگر دیگر، جک واردن و لی جی. کاب، هم نامزد اسکار شده بودند.
در ۱۹۸۱ تلویزیون نروژ، NRK fjernsynsteatret (Norsk RikskringKasting)، نسخهٔ خودش را از این داستان ساخت که در ۱۹۸۲ با نام Tolv edsvorne menn (1982) پخش شد و روایتش به نسخهٔ آمریکایی بسیار نزدیک بود.
بسیاری از نماها برای هر بازیگر جداگانه گرفته و بعد پشت میز تدوین به هم وصل شد؛ از همین رو صدای باران را هم برای هر بازیگر جدا ضبط کردند.
غیر از ۳ دقیقه، باقی فیلم در اتاقی خالی و تنگ گرفته شد؛ اتاق هیئت منصفهای ۱۶ در ۲۴ فوتی که مساحتش به ۳۸۴ فوت مربع میرسید.
تا ۲۰۲۱ این فیلم جزو گنجینهٔ فیلمهای MGM بود؛ شرکتی که آرشیوهای United Artists و Orion Pictures Corporation را هم در خود جذب کرده بود. تصادف عجیبی است، چون تهیهکنندهٔ فیلم شرکتی به نام «Orion-Nova» بود که ظاهراً هیچ ربطی به آنها نداشت.
در ۱۲ مرد خشمگین (۱۹۹۷) جورج سی. اسکات نقشی را بازی کرد که پیشتر از آنِ لی جی. کاب بود و این دومین بار بود که اسکات در سینما نقشی را بر عهده میگرفت که کاب خلقش کرده بود. بار اول «ستوان کیندرمن» در جنگیر ۳ (۱۹۹۰) بود، همان شخصیتی که کاب در جنگیر (۱۹۷۳) بازی کرده بود. اسکات روی صحنهٔ تئاتر هم در اجرای دوبارهٔ «مرگ فروشنده» در ۱۹۷۵ نقش ویلی لومن را بازی کرد، نقشی که آن را هم کاب خلق کرده بود.

۱۲ مرد خشمگین (۱۹۵۷): هیئتمنصفه شماره ۳ با کتوشلوار و مردی با پیراهن روشنتصویر: Wikimedia Commons · Movie directed by Sidney Lumet, adapted from a teleplay of the same n…, Public domain عضو شمارهٔ ۱۰ هیئت منصفه در طول فیلم دستکم ۱۰ بار میگوید «میفهمی چی میگم؟» و معمولاً با همین جمله سراغ عقاید تند و تعصبهایش میرود، بهویژه آنجا که متهم را صرفاً بهخاطر گذشته و محلهاش گناهکار میداند.
جوزف سوینی (عضو شمارهٔ ۹) و جرج وسکووچ (عضو شمارهٔ ۱۱) تنها بازیگرانی بودند که از نمایش تلویزیونی اصلی ۱۹۵۴ با همان نقش به فیلم آمدند.

۱۲ مرد خشمگین (۱۹۵۷): هیئتمنصفه شماره ۹ با نگاه حیرتزده، با پیراهن روشن و کراواتتصویر: Wikimedia Commons · Unknown (Trailer screenshot), Public domain این فیلم در اصل برای تلویزیون تهیه شده بود و پس از واکنشهای پرشور نخستین، به نسخهای سینمایی گسترش یافت.
روی روزنامهای که در پایان فیلم دیده میشود تیتری به این مضمون آمده: «کریگ تا آخر رفت، ۴-۱». این اشارهای است به راجر کریگ، پرتابگر بروکلین داجرز، که در ۱ ژوئیهٔ ۱۹۵۶ تمام بازی را خودش پرتاب کرد و تیمش ۴-۱ پیروز شد.
بودجهٔ فیلم چنان محدود بود که هر بار نور برای زاویهای چیده میشد، تمام نماهای همان زاویه یکجا گرفته میشد؛ نتیجه اینکه دو طرف یک گفتوگو گاهی با چند هفته فاصله فیلمبرداری شدند.
تمرینهای دقیق و نفسگیر ۲ هفته طول کشید و در پی آن، فیلمبرداری باید در ۲۱ روز، زمانی بیسابقه، به پایان میرسید.
کل فیلم از ۳۶۵ برداشت جداگانه تشکیل شده است.
بیشتر بازیگرانی که اعضای هیئت منصفه را بازی کردند از تئاتر میآمدند و فضای فشرده و باورپذیر فیلم، که حالوهوای اجرای صحنهای را دارد، تا حد زیادی از همین پیشینه سرچشمه میگیرد.
فیلم جز چند لحظه یکسره در یک اتاق میگذرد و از نمونههای شاخص «فیلم بطریای» به شمار میآید؛ تنش آن تنها از دل دیالوگ و کشمکش آدمها بیرون میآید.
هنری فوندا و رجینالد رز هر دو دریافت دستمزدشان را به بعد موکول کردند.
نام این فیلم در فهرست رسمی ۲۵۰ فیلم داستانی برتر سایت Letterboxd هم دیده میشود.
جوزف سوینی و ای. جی. مارشال پیشتر، در ۱۹۵۳، در اجرای اصلی «بوتهٔ محک» روی صحنهٔ برادوی کنار هم بازی کرده بودند.
عضو شمارهٔ ۷ هیئت منصفه (جک واردن) با غرور میگوید: «پارسال از فروش مارمالاد ۲۷ هزار دلار گیرم آمد. بد نیست.» این پول به ارزش سال ۲۰۲۴ از ۳۰۰٬۰۰۰ دلار بیشتر میشود.
هر ۱۲ بازیگری که اعضای هیئت منصفه را بازی کردند همه بااستعداد بودند، اما در آن روزگار کسی آنها را یک «گروه بازیگر» نامدار نمیدانست. تا پایان قرن ولی تقریباً همهشان از جایگاه بازیگر نقش مکمل معمولی فراتر رفتند؛ برخی با فیلمها و سریالهای پرآوازه شناخته شدند و برخی دیگر ستارهٔ فیلم یا سریال خودشان شدند.
در آغاز فیلم دوربین بالاتر از سطح چشم میایستد و لنزهای واید آدمها را از هم دورتر نشان میدهند. هرچه داستان جلوتر میرود دوربین پایینتر میآید تا به سطح چشم برسد، و در پایان تقریباً همهٔ نماها از زیر سطح چشم، از نزدیک و با لنز تلهفوتو گرفته شدهاند تا احساس تنگنا و خفقان لحظهبهلحظه سنگینتر شود.
در فهرست عوامل فیلم تنها نام یک زن آمده است: فیث هابلی، منشی صحنه.
انتخاب سیدنی لومت برای کارگردانی کار هنری فوندا بود؛ لومت در تلویزیون کارکشته شده بود و به این شهرت داشت که از برنامهٔ تولید و بودجه بیرون نمیزند.
بوریس کافمن، مدیر فیلمبرداری، و سیدنی لومت روی هم ۷ فیلم سینمایی با یکدیگر ساختند و این نخستین آنها بود.
پیداست که دادگاه قتل در منهتن برپاست و نماهای خارجی فیلم هم فقط منهتن را نشان میدهند. اما در این صورت ساختمان اشتباه است: در صحنههای پایانی اعضای هیئت منصفه از دادگاه فدرال در میدان فولی بیرون میآیند، حال آنکه قتل جرمی ایالتی است و محاکمه باید در ساختمان دادگاه کیفری، خیابان سنتر شمارهٔ ۱۰۰، یک بلوک شمالتر از میدان فولی، برگزار میشد. مسئلهٔ قطار هم هست. آخرین خط قطار مرتفع منهتن، که در روایت داستان نقشی حیاتی دارد، خط مرتفع خیابان ۳ بود و برچیدنش از ژوئن ۱۹۵۵ شروع شد؛ پس جنایت باید پیش از این تاریخ رخ داده باشد. سه خط مرتفع دیگر منهتن تا ۱۹۴۲ از میان رفته بودند.
مؤسسهٔ فیلم آمریکا در ژوئن ۲۰۰۸ فهرست ده فیلم برتر «درام دادگاهی» را منتشر کرد و این فیلم در آن به رتبهٔ ۲ رسید.
جک کلاگمن، بازیگر عضو شمارهٔ ۵، در ۲۴ دسامبر ۲۰۱۲ درگذشت و با مرگ او دیگر هیچیک از ۱۲ عضو هیئت منصفهٔ فیلم در قید حیات نماند.
جوزف سوینی (عضو شمارهٔ ۹) سالها بعد دو بار در سریال The Defenders (۱۹۶۱) ساختهٔ ای. جی. مارشال (عضو شمارهٔ ۴) جلوی دوربین او رفت. پیشتر هم در The Man in the Gray Flannel Suit (۱۹۵۶) بازی کرده بود، فیلمی که لی جی. کاب (عضو شمارهٔ ۳) هم در آن حضور داشت.
سال ۲۰۰۲ در هلند نمایشی با نام «De 12 Gezworenen» روی صحنه رفت که الکساندر فان هترن در آن بازی میکرد.
متنی که رجینالد رز برای تلویزیون نوشته بود هنگام رسیدن به پردهٔ سینما تقریباً هیچ تغییری نکرد.
عضو شمارهٔ ۸ (هنری فوندا)، که محور داستان است، با همهٔ اعضای دیگر دستکم یک بار همکلام میشود، جز عضو شمارهٔ ۱۱ (جرج وسکووچ). تنها ارتباط این دو لبخند کوتاهی است که در یکی از لحظههای کلیدی فیلم میانشان رد و بدل میشود.
یونایتد آرتیستس در ۱۹۵۷ فیلم را بهصورت برنامهٔ دوفیلمی و همراه با 5 Steps to Danger (۱۹۵۶)، با بازی روت رومن و استرلینگ هیدن، به سینماها فرستاد.
هنری فوندا در زندگینامهاش از شیوهٔ توزیع یونایتد آرتیستس گلایه کرده و نوشته است که به گمان او رفتار استودیو هر امیدی به موفقیت تجاری فیلم را از بین برد. دو چیز بهخصوص آزارش میداد: یونایتد آرتیستس فیلمی به این کوچکی را در سالنهایی بزرگتر از اندازهاش نمایش داد، و پس از آنکه جایزهها یکی پس از دیگری رسید، آن را دوباره روی پرده نبرد.
فیلم هندی Ek Ruka Hua Faisla (۱۹۸۶)، به معنای «تصمیمی متوقفشده»، بازسازی همین فیلم بود؛ باسو چاترجی آن را کارگردانی کرد و پانکاج کاپور و آنو کاپور بازیگرانش بودند.
سیدنی لومت نخستین بار با همین فیلم پشت دوربین یک فیلم سینمایی رفت.
ردپای این فیلم را در چند سریال تلویزیونی هم میشود دید: Murder, She Wrote (۱۹۸۴) در قسمت Trial by Error (۱۹۸۶)، Perfect Strangers (۱۹۸۶) در Two Angry Men (۱۹۹۲)، Picket Fences (۱۹۹۲) در System Down (۱۹۹۴) و Monk (۲۰۰۲) در Mr. Monk Gets Jury Duty (۲۰۰۶)، هر کدام به شیوهٔ خود به آن ادای احترام کردهاند.
برنامهٔ محبوب کودکان Hey Arnold! (۱۹۹۶) هم ۱۲ مرد خشمگین را دست انداخت؛ در قسمت S1.E18 False Alarm/World Records (۱۹۹۶) که ۲۳ دسامبر ۱۹۹۶ پخش شد.
قسمت S1.E4 The Jury Story (۱۹۷۰) از سریال The Odd Couple (۱۹۷۰)، که نخستین بار ۱۵ اکتبر ۱۹۷۰ روی آنتن رفت، از این فیلم الهام گرفته بود. در آن قسمت جک کلاگمن (اسکار مدیسون) و تونی رندال (فلیکس آنگر) با هم عضو هیئت منصفهاند و رندال همان عضو تکرو و مخالف را بازی میکند، چیزی شبیه عضو شمارهٔ ۸ با بازی هنری فوندا.
این فیلم را بارها در دانشکدههای مدیریت و کارگاههای آموزشی نشان میدهند تا پویایی کار گروهی و راههای حل اختلاف را توضیح دهند.
در میان فیلمهای دههٔ ۱۹۵۰ هیچ فیلمی در IMDb امتیازی بالاتر از این ندارد؛ تا مارس ۲۰۲۶ جایگاهش در جدول ۲۵۰ فیلم برتر این سایت رتبهٔ ۵ بوده است.
هنری فوندا و رجینالد رز برای تهیهٔ این فیلم نام شرکتهایشان، اوریون و نوا، را در هم آمیختند.
جک کلاگمن این فیلم را دوستداشتنیترین کار تمام دوران بازیگریاش میدانست.
یک آگهی تبلیغاتی آمریکایی در ۱۹۷۰ برای دئودورانت رایت گارد این فیلم را با شوخی یادآوری کرد: اعضای هیئت منصفه در اتاقی بیش از حد گرم به بنبست رسیدهاند و مأمور دادگاه میانشان رایت گارد پخش میکند. آخر آگهی، او به رئیس هیئت منصفه خبر میدهد که شش نفر اسپری را برگزیدهاند و شش نفر دیگر همان نوع عصایی قدیمی را.
هنری فوندا از تماشای خودش روی پرده خوشش نمیآمد و در سالن نمایش هم تا آخر فیلم ننشست، اما هنگام بیرون رفتن آهسته به سیدنی لومت گفت: «سیدنی، فوقالعاده است.»
جان کالی، که از 1993 تا 1996 در رأس یونایتد آرتیستس بود، در گفتوگو با «نیویورکر» گفت حق استودیو بر این پروژه همچنان پابرجاست. او افزود که ساخت نسخهای تازه را سنجیده بود، با بازی میشل فایفر و با داستانی که پس از حکم دادگاه پروندهٔ رادنی کینگ و در بحبوحهٔ شورشهای 1992 لسآنجلس میگذشت.
راجر ایبرت این فیلم را در فهرست «فیلمهای بزرگ» خود جای داده است.
سیدنی لومت بازیگران را ساعتها در یک اتاق نگه میداشت و بیآنکه دوربین روشن شود، وادارشان میکرد دیالوگها را پشت سر هم تکرار کنند؛ میخواست با تمام وجود حس کنند گیر افتادن در یک اتاق با همان آدمهای همیشگی چه معنایی دارد.
جک لمون پیشتر در Mister Roberts (۱۹۵۵) کنار هنری فوندا بازی کرده بود و در آن فیلم، پس از رفتن فوندا از کشتی یواساس رهلاکتنت، سمت افسر بار را از او تحویل میگرفت. لمون بعدها در ۱۲ مرد خشمگین (۱۹۹۷) نقش همان عضو هیئت منصفهای را بازی کرد که فوندا در این فیلم بازی کرده بود.
استیون اشنایدر هم در کتابی که ویراستاریاش را بر عهده داشت، «۱٬۰۰۱ فیلمی که باید پیش از مرگ ببینید»، جایی برای این فیلم کنار گذاشته است.
این فیلم با شمارهٔ ۵۹۱ در مجموعهٔ کرایتریون جای دارد.
نسخهٔ تلویزیونی نمایشنامه در ۲۰ سپتامبر ۱۹۵۴ بهطور زنده پخش شد (۱۲ مرد خشمگین (۱۹۵۴)) و سالها گمان میرفت که از آن تنها نیمهٔ اول کینسکوپ باقی مانده؛ همان تکهای که از ۱۹۷۶ در موزهٔ تلویزیون و رادیو نگهداری میشد. تا اینکه در ۲۰۰۳ یک کینسکوپ کامل ۱۶ میلیمتری در مجموعهٔ ساموئل لیبوویتز، وکیل مدافع و قاضی پیشین، پیدا شد و آن هم به موزه رسید.
دانستنیهایی که داستان را لو میدهند
نمایش (اسپویلر)
شخصیت لی جی. کاب عضو شمارهٔ ۱۲ هیئت منصفه را با لقب «پسرک کتوشلوار فلانل خاکستری» تحقیر میکند. کاب یک سال پیش از این فیلم در The Man in the Gray Flannel Suit (1956) بازی کرده بود؛ فیلمی که جوزف سوینی (عضو شمارهٔ ۹) هم در آن حضور داشت.
نمایش (اسپویلر)
وقتی بحث تمام میشود، اعضای هیئت منصفه به این ترتیب از پشت میز برمیخیزند: شمارهٔ ۱ یا همان رئیس هیئت منصفه (مارتین بالسام)، شمارهٔ ۱۲ (رابرت وبر)، شمارهٔ ۷ (جک واردن)، شمارهٔ ۵ (جک کلاگمن)، شمارهٔ ۹ (جوزف سوینی)، شمارهٔ ۴ (ای. جی. مارشال)، شمارهٔ ۶ (ادوارد بینز)، شمارهٔ ۲ (جان فیدلر)، شمارهٔ ۱۱ (جرج وسکووچ)، شمارهٔ ۱۰ (اد بگلی)، شمارهٔ ۸ (هنری فوندا) و آخر از همه شمارهٔ ۳ (لی جی. کاب).
نمایش (اسپویلر)
عضو شمارهٔ ۴ با اینکه در تمام فیلم کتش را از تن درنمیآورد، فقط یک بار عرق میکند: وقتی عضو شمارهٔ ۸ او را هم بر سر نکتهای که خودش پیش کشیده بود (اینکه وکیل متهم ۳ ماه فرصت داشت به یاد بیاورد موکلش چه کرده) و هم با پرسشهایی دربارهٔ فیلمی که میگوید هنگام حادثه دیده، در تنگنا میگذارد. او در همان صحنه میگوید زیر هیچ فشار عاطفی نیست، اما عرقش خلاف این را نشان میدهد.
نمایش (اسپویلر)
وقتی شمارهٔ ۱۰ از کوره درمیرود، همه از پشت میز بلند میشوند جز اعضای شمارهٔ ۴ و ۷.
نمایش (اسپویلر)
شبکهٔ تلویزیونی اسپانیایی RTVE در سال ۱۹۷۳ نسخهای از همین نمایش را با نام Doce hombres sin piedad (1973) ساخت که آنقدر به فیلم وفادار بود که حتی پرچم آمریکا در اتاق دیده میشد و اعضای هیئت منصفه از نیویورک یانکیز و بالتیمور اوریولز حرف میزدند. اما چون در دوران دیکتاتوری ژنرال فرانسیسکو فرانکو ساخته شده بود و آن را نقدی بر نظام قضایی حکومت میدانستند، اجازهٔ پخش نگرفت و سرانجام در ۱۹۹۵، سالها پس از مرگ فرانکو، روی آنتن رفت.
نمایش (اسپویلر)
عضو شمارهٔ ۷ (جک واردن) در طول فیلم روی هم ۲۸ بار به ساعتش نگاه میکند.
نمایش (اسپویلر)
تماشاگر تیزبین پیش از آنکه رأی مخفی رو شود، میتواند بفهمد چه کسی رأیش را عوض کرده است. هنگام جمع کردن برگهها، عضو شمارهٔ ۹ برگهاش را آشکارا زیر برگهٔ عضو شمارهٔ ۷ میگذارد و بقیه برگههایی را که دستبهدست میرسد روی دسته میگذارند؛ بعد عضو شمارهٔ ۱ آن دسته را روی برگهٔ خودش و دستهٔ دیگر را روی آن قرار میدهد. به این ترتیب برگهٔ عضو شمارهٔ ۹ یکی مانده به آخر قرار میگیرد و همان است که رویش نوشته «بیگناه».
نمایش (اسپویلر)
ورود اعضای هیئت منصفه به اتاق با نمایی باز و از بالا گرفته شده و هرچه به صدور حکم نزدیکتر میشویم، نماها پایینتر و تنگتر میشوند. در صحنهٔ پایانی، هنگام بیرون آمدن از دادگاه، دوربین باز به زاویهٔ باز و بالا برمیگردد. به گفتهٔ سیدنی لومت، این نمای آخر با عریضترین لنز کل فیلم گرفته شد تا حس رها شدن از اتاق هیئت منصفه پررنگتر شود.
نمایش (اسپویلر)
نزدیک پایان فیلم، عضو ۹ (جوزف سوینی) از بینایی عضو ۴ (ای. جی. مارشال) حرف میزند و میگوید خودش در تمام عمر دید ۲۰/۲۰ داشته است. این در حالی است که در نسخهٔ اصلی Studio One، همین عضو ۹، که باز هم جوزف سوینی نقشش را داشت، عینکی بود.
نمایش (اسپویلر)
جک کلاگمن (عضو شمارهٔ ۵) در مستند پشتصحنهٔ دیویدی نسخهٔ ویژه تعریف میکند که شخصیتش قرار بود جوانی حدوداً ۲۰ تا ۲۱ ساله با پوست زیتونی، احتمالاً مدیترانهای، باشد تا حرفهایش دربارهٔ بزرگ شدن در محلهٔ فقیرنشین و آشناییاش با چاقوی ضامندار باورپذیرتر شود. کلاگمن که آن زمان ۳۵ سال داشت و یهودی بود، مطمئن نبود به درد این نقش بخورد، اما سیدنی لومت به او اطمینان داد که از عهدهاش برمیآید.
نمایش (اسپویلر)
وقتی عضو شمارهٔ ۱۰ نطقی نژادپرستانه علیه متهم راه میاندازد، اعضای هیئت منصفه یکییکی به او پشت میکنند. تنها کسی که چنین نمیکند شمارهٔ ۴ است که به او میگوید بنشیند و دیگر حرفی نزند (در متن نمایشنامه میگوید: «یک بار دیگر دهانت را باز کنی، سرت را میشکنم»). عضو ۱۰ اطاعت میکند و پشت میزی کوچکتر و جدا مینشیند، که شاید نمادی از طرد شدنش به دست دیگران بهخاطر عقایدش باشد، و تا پایان فیلم ساکت میماند. تنها واکنشش وقتی است که عضو شمارهٔ ۸ میپرسد آیا هنوز متهم را گناهکار میداند؛ او فقط سرش را تکان میدهد.
نمایش (اسپویلر)
سه عضو هیئت منصفه عینک دارند: شمارهٔ ۱۲ شش بار عینکش را برمیدارد، شمارهٔ ۴ یک بار و شمارهٔ ۲ هیچوقت.
نمایش (اسپویلر)
سونیا سوتومایور، قاضی دیوان عالی آمریکا، در سال ۲۰۱۰ در جشنوارهٔ فیلم دانشکدهٔ حقوق دانشگاه فوردهام و هنگام نمایش این فیلم گفت که دیدنش در دوران دانشجویی در انتخاب حرفهٔ حقوق بر او اثر گذاشته است؛ بهویژه مونولوگ عضو شمارهٔ ۱۱، مردی مهاجر، دربارهٔ احترامش به نظام عدالت آمریکا. اما او به دانشجویان حقوق این را هم گفت که در دوران قضاوت در دادگاه بدوی گاهی به هیئت منصفهها گوشزد میکرد از این فیلم سرمشق نگیرند، چون بیشتر نتیجهگیریهای اعضای هیئت منصفه بر گمان استوار است، نه بر واقعیت. به گفتهٔ سوتومایور، کارهایی مثل آوردن چاقویی مشابه به جلسه به دست عضو شمارهٔ ۸، تحقیق بیرون از دادگاه دربارهٔ پرونده از همان ابتدا و فرضهای کلی و گستردهٔ هیئت منصفه که بسیار فراتر از شک معقول میرفت (مثل استنباط دربارهٔ عینکی بودن «پیرزن») در هیچ هیئت منصفهٔ واقعی پذیرفته نمیشد و در عمل به ابطال دادرسی میانجامید؛ البته به شرط آنکه قانون حاکم اجازهٔ افشای محتوای مشورتهای هیئت منصفه را میداد.
نمایش (اسپویلر)
وقتی عضو شمارهٔ ۸ در اتاق قدم میزند، عضو شمارهٔ ۷ با سوت زدن ادای راه رفتنش را درمیآورد. آهنگی که سوت میزند «رقص فاختهها» است، موسیقی تیتراژ کمدیهای لورل و هاردی. وقتی عضو شمارهٔ ۲ سرزنشش میکند، عضو شمارهٔ ۷ با تقلید جیمز کاگنی جوابش را میدهد.
نمایش (اسپویلر)
قسمت «یک مرد خشمگین» (۱۹۶۲) از نمایش دیک ون دایک (۱۹۶۱) نسخهای طنز از همین فیلم بود. در آن قسمت، راب پتری تنها عضو هیئت منصفهای است که در محاکمهٔ یک رقاصه (سو این لنگدون) به اتهام قاچاق الماس رأی «بیگناه» میدهد. این قسمت به پری میسون (۱۹۵۷) هم گوشه میزد: دادستان میسون نام داشت و وکیل مدافع برگر، درست برعکس سریال پری میسون.
نمایش (اسپویلر)
فقط سه عضو هیئت منصفه رأی «بیگناه»شان با شمارهشان جور درمیآید: شمارهٔ ۶ ششمین، شمارهٔ ۷ هفتمین و شمارهٔ ۱۰ دهمین نفری است که رأی «بیگناه» میدهد.
نمایش (اسپویلر)
تبار قومی متهم نوجوان عمداً مبهم مانده است. آنچه برای فیلم اهمیت داشت این بود که او اروپای شمالیتبار نیست و تعصب یا بیتعصبی برخی اعضای هیئت منصفه بخش بزرگی از بحث را شکل میدهد.
نمایش (اسپویلر)
عضو شمارهٔ ۱۰ در طول فیلم روی هم ۱۲ بار میپرسد «میفهمی منظورم چیه؟»
نمایش (اسپویلر)
سر و وضع اعضای هیئت منصفه آینهٔ خلقوخوی آنهاست. مثلاً اگر دقت کنید، کمربند عضو شمارهٔ ۳، که از نظر عاطفی بیثبات است، بهشدت به چپ و کراواتش بهشدت به راست کج شده است.
نمایش (اسپویلر)
معلوم نیست بحث دقیقاً چه ساعتی شروع میشود، اما پیداست که دیرتر از ظهر نبوده است. رگبار اواخر بعدازظهر میبارد و کمی بعد از ساعت ۶ عصر همان روز بند میآید. تدوین این حس را میدهد که همهچیز در زمان واقعی میگذرد، ولی نور و هوای بیرون نشان میدهد ماجرا کمی بیشتر طول کشیده است.
نمایش (اسپویلر)
داستان میتوانست در هر شهر بزرگی بگذرد و نام شهر هم هیچجا برده نمیشود، اما ساختمان وولورث، بلیتهای یانکیز در دست عضو شمارهٔ ۷ و پلههای دادگاه شهرستان در صحنههای آغاز و پایان بیتردید از نیویورک خبر میدهند.
نمایش (اسپویلر)
میشود گفت بخش زیادی از داستان ریشه در نمایشی برادوی از سال ۱۹۲۸ به نام «بانوان هیئت منصفه» و فیلم کمدی معمایی بانوان هیئت منصفه (۱۹۳۲) دارد. در آنجا شخصیتی که ادنا می اولیور بازی میکند در آغاز بحث تنها کسی است که به بیگناهی زن متهم باور دارد و موضوع تعصب هم پیش کشیده میشود.
نمایش (اسپویلر)
عضو شمارهٔ ۴، که سخت خوددار است و احساسی بروز نمیدهد، معتاد به کار است. خودش اعتراف میکند که تا دیروقت کار میکند، بعد سراغ تفریحاتش میرود و وقت چندانی برای خانواده نمیگذارد؛ بیاحساسیاش هم از همینجا میآید.
نمایش (اسپویلر)
فیلم بیآنکه قصدش را داشته باشد، تصویر دقیقی از نگاه طبقاتی رایج آن روزگار به دست میدهد. بیشتر اعضای هیئت منصفه شغلشان را جزئی از زندگی و هویتشان نشان میدهند؛ از ۱ تا ۱۲ به ترتیب: کمکمربی فوتبال دبیرستان، کارمند بانک، صاحب شرکت پیک، کارگزار بورس، نقاش ساختمان، فروشنده، معمار، صاحب تعمیرگاه، ساعتساز و مدیر تبلیغات. اعضای ۵ و ۹ اما از این فهرست جا ماندهاند؛ شمارهٔ ۵ از محلهای فقیرنشین آمده، در تضاد با طبقات بالاتر، و شمارهٔ ۹ مردی سالخورده و به احتمال زیاد بازنشسته است، پس شغل و گذشتهاش اهمیتی پیدا نمیکند.
نمایش (اسپویلر)
در کل فیلم فقط نام دو عضو هیئت منصفه برده میشود: شمارهٔ ۸ آقای دیویس است و شمارهٔ ۹ آقای مککاردل. همه جز دو نفر با کار و حرفهشان شناخته میشوند: شمارهٔ ۱ «مربی فوتبال دبیرستان»، شمارهٔ ۲ «کارمند بانک»، شمارهٔ ۳ «بک اند کال» و «صاحب شرکت پیک»، شمارهٔ ۴ «کارگزار بورس»، شمارهٔ ۶ «نقاش»، شمارهٔ ۷ «فروشنده»، شمارهٔ ۸ «معمار»، شمارهٔ ۱۰ «صاحب تعمیرگاه»، شمارهٔ ۱۱ «ساعتساز» و شمارهٔ ۱۲ «مدیر تبلیغات».
نمایش (اسپویلر)
از لحظهای که اعضای هیئت منصفه در اتاق تنها میمانند، فیلم در زمان واقعی جلو میرود. نزدیک نیمهٔ راه متوجه میشوند ساعت ۶ است و ۴۵ دقیقه بعد به حکم میرسند؛ یعنی شخصیت جک واردن هنوز فرصت کافی دارد تا به بازی ساعت ۸ برسد.
نمایش (اسپویلر)
در دقیقهٔ ۱:۳۶، هنگام گذر تیتراژ پایانی، نمایی از بالا اتاق هیئت منصفه را نشان میدهد که فقط ۱۱ نفر پشت میز نشستهاند و عضو شمارهٔ ۱۰ (اد بگلی) غایب است. فرق این ۱۱ نفر با او این است که توانستند با خودشان روبهرو شوند و از این تجربه بزرگتر بیرون بیایند، اما آن یک نفر نتوانست.
نمایش (اسپویلر)
از بازیهای روزگار اینکه ای. جی. مارشال، که اینجا یکی از سرسختترین طرفداران محکومیت است، بعدها با سریال خودش، The Defenders (1961)، در قامت وکیل مدافعی سرشناس شهرت یافت؛ سریالی که از ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۵ پخش شد و خالقش رجینالد رز، فیلمنامهنویس همین فیلم، بود.
نمایش (اسپویلر)
یکی از طرحهای کمدی ماندگار درون ایمی شومر (2013) از همین فیلم الهام گرفت. در آن طرح، هیئت منصفهای از ۱۲ مرد، که یکیشان را جف گلدبلوم بازی میکند، بحث میکنند که آیا ایمی شومر آنقدر جذاب و سکسی هست که برنامهٔ تلویزیونی خودش را داشته باشد یا باید محکوم شود. در پایان مردها رأی میدهند که شومر از اتهام جنایت علیه تماشاگران تلویزیون تبرئه شود.
نمایش (اسپویلر)
فروپاشی عضو شمارهٔ ۳ خیلی زود زمینهچینی میشود؛ همان اولین باری که سراغ آبسردکن میرود و به عکس پسرش خیره میماند.
نمایش (اسپویلر)
اعضایی که به بیگناهی پسر قانع میشوند، به ترتیب اینها هستند: شمارهٔ ۸ (هنری فوندا)، شمارهٔ ۹ (جوزف سوینی)، شمارهٔ ۵ (جک کلاگمن)، شمارهٔ ۱۱ (جرج وسکووچ)، شمارهٔ ۲ (جان فیدلر)، شمارهٔ ۶ (ادوارد بینز)، شمارهٔ ۷ (جک واردن)، شمارهٔ ۱۲ (رابرت وبر)، رئیس هیئت منصفه (مارتین بالسام)، شمارهٔ ۱۰ (اد بگلی)، شمارهٔ ۴ (ای. جی. مارشال) و در پایان شمارهٔ ۳ (لی جی. کاب).
نمایش (اسپویلر)
هم فیلم و هم متن اصلیاش در خارج از کشور بارها در کلاسهای زبان انگلیسی سطح متوسط تا پیشرفته به کار رفتهاند و بخشهایی از نمایشنامه به کتابهای درسی هم راه یافته است. در کلاس زبان معمولاً از زبانآموز میخواهند جنبههای گوناگون یک موضوع را توصیف کند، مقایسه کند و دربارهاش بحث کند و این فیلم برای چنین تمرینی مصالح فراوانی دارد: شخصیتهای گوناگون (شمارهٔ ۱۱ مؤدب، شمارهٔ ۹ اهل تأمل، شمارهٔ ۱۰ متعصب و...)، رویکردهای متفاوت (شمارهٔ ۳ لجوج، شمارهٔ ۲ روشنفکر، شمارهٔ ۷ بیاعتنا، شمارهٔ ۴ منظم و...)، منشهای مختلف (شمارهٔ ۱ ضعیف، شمارهٔ ۲ سربهزیر، شمارهٔ ۱۰ پرخاشگر، شمارهٔ ۱۲ آزارنده و...) و انواع واکنش و حالت چهره. زبان برخی شخصیتها هم بهانهٔ بحث کلاسی دربارهٔ شیوهٔ بیان در موقعیتهای خاص است؛ مثلاً جملهٔ دیپلماتیک شمارهٔ ۴، «بر کسی پوشیده نیست که بچههای محلههای فقیرنشین تهدیدی بالقوه برای جامعهاند»، در برابر جملهٔ بسیار زنندهٔ شمارهٔ ۱۰، «بچههایی که از این خرابشدهها بیرون میخزند واقعاً آشغالاند»، در حالی که هر دو در اصل یک حرف را میزنند.
نمایش (اسپویلر)
این فیلم یکی از نقشهای شاخص اد بگلی را رقم زد؛ بازیگری که در سینما و تلویزیون با نقش مردان خشمگین و نامعقول، و اغلب شرورهای تمامعیار، شناخته میشد.
نمایش (اسپویلر)
عضو شمارهٔ ۴ میگوید در یک برنامهٔ دو فیلمه «The Scarlet Circle» و «The Amazing Mrs. Bainbridge» را دیده است (دومی را اشتباهی «The Remarkable Mrs. Bainbridge» مینامد). هیچکدام از این دو فیلم در دنیای واقعی وجود ندارد.
نمایش (اسپویلر)
وقتی عضو شمارهٔ ۸ مسیر پیرمرد شاهد را از تخت تا در ورودی بازسازی میکند، این کار ۴۱ ثانیه طول میکشد، حال آنکه در زمان واقعی فیلم ۳۸ ثانیه است.
نمایش (اسپویلر)
جز سیاهیلشکرهایی که در آغاز فیلم در دادگاه دیده میشوند، هیچ شخصیت زنی در فیلم نیست؛ با این حال در اتاق هیئت منصفه دستشویی زنانه به چشم میخورد.
نمایش (اسپویلر)
چاقوی غریب فیلم، یک چاقوی ضامندار ایتالیایی از نوع استیلتو است با تیغهای به شکل کریس اندونزیایی.
نمایش (اسپویلر)
درست ده سال پس از اکران فیلم، قسمتی از دی اندی گریفیث شو (1960) به نام Aunt Bee, the Juror (1967) با الهام از آن ساخته شد. در این قسمت خاله بی تیلور، مثل شخصیت هنری فوندا، تنها عضو مخالف هیئت منصفه است و با سماجت رأی «بیگناه» میدهد و در برابر خشم ۱۱ عضو دیگر، که همه مردند، بارها بر رأیش میایستد. در پایان، خود اندی از گفتوگو با یکی از تماشاگران دادگاه پی میبرد که مجرم واقعی کیست. متهمی که محاکمه میشد را جک نیکلسون جوان بازی میکرد.
نمایش (اسپویلر)
عضو شمارهٔ ۱، یعنی رئیس هیئت منصفه، تنها کسی است که نه توضیح میدهد چرا متهم را گناهکار میداند و نه بعدها چرا بیگناه. در لایههای زیرین فیلم، استعارهٔ روانشناختی جالبی حول همین شخصیت شکل گرفته است: او مثل یک سرکارگر جلسه را میگرداند و کسی نمیپرسد چرا و چگونه کاری میکند؛ همه فرض را بر این میگذارند که کارش را بلد است. وقتی نظرش برمیگردد هم دلیلی نمیآورد، ولی از آن پس دیگر رهبری نمیکند و دنبالهرو میشود. این دگرگونی در چهرهاش پیداست، آن لحظه که دست بالا میبرد تا بگوید حالا متهم را بیگناه میداند.
نمایش (اسپویلر)
در کل فیلم، تنها عضوی که حتی یک بار کتش را درنمیآورد شمارهٔ ۴ (ای. جی. مارشال) است.