
۴۶ دانستنی پشت صحنهٔ بی سرنخ
کاور آهنگ «All By Myself» از اریک کارمن را جول میخواند، بیش از یک سال پیش از آنکه اولین تکآهنگ موفقش («Who Will Save Your Soul») منتشر شود و در جدولها بدرخشد. اولین آلبومش «Pieces of You» فقط چند ماه پیش از اکران بی سرنخ بیرون آمده بود، برای همین کاور او حتی به موسیقی متن رسمی فیلم هم راه پیدا نکرد.
در چند صحنه که در خانه هوروویتز میگذرد، مزوزهای روی چارچوب درِ ورودی خانه دیده میشود. مزوزه جعبه کوچکی است که قطعاتی از تورات (تثنیه ۶:۴-۹ و ۱۱:۱۳-۲۱) در آن قرار دارد و یهودیان بهطور سنتی آن را به چارچوب درهای خانهشان میزنند تا همیشه یادشان باشد خدا حاضر است. مزوزه هم در زندگی واقعی و هم در فیلمها نشانه آن است که یک یهودی در آن خانه زندگی میکند یا در آن ساختمان کار میکند. همین، بههمراه این واقعیت که «هوروویتز» نامی بهطور سنتی یهودی است (در گذشته به یهودی اهل هوروویتسه در منطقه بوهمیا، جمهوری چک امروزی، اشاره داشت) و اینکه چر هوروویتز، پدرش مل و برادر ناتنیاش جاش همه را بازیگران یهودی بازی میکنند، از دیرباز باعث شده برخی طرفداران این فیلم فکر کنند چر و خانوادهاش قرار است یهودی فهمیده شوند.
وقتی چر به جاش زنگ میزند تا بعد از اینکه در فروشگاه مشروب سرگردان و دزدیده شده او را سوار کند، جاش هیچوقت آدرسی از او نمیگیرد. میپرسد «کجایی؟» و چر فقط جواب میدهد «سان ولی» و جاش گوشی را میگذارد.
آلیشیا سیلورستون (چر) نمیدانست در صحنه کلاس «Haitians» را درست تلفظ کند. کارگردان امی هکرلینگ به گروه گفت درستش نکنند، چون این اشتباه را خیلی دوست داشت و میخواست در فیلم بماند.
وقتی چر منتظر تماس کریستین است، زاویه دوربین و نما طوری است که گوشی شبیه سنگ یکپارچه ۲۰۰۱: یک اودیسه فضایی (۱۹۶۸) دیده میشود؛ موسیقیای هم که آن لحظه پخش میشود از همان فیلم است.
بنا به کتاب «As If!» نوشته جن چینی که به 20مین سالگرد این فیلم پرداخته، هرچند خیلیها فکر میکنند بودجه لباس فیلم باید سنگین بوده باشد، برای یک فیلم پرفروش بزرگ بسیار کم بود. طراح لباس، مونا می، میخواست دخترها شبیه بچههای پاساژگرد باشند نه مانکن، برای همین ۶۳ دست تغییر لباسش فقط ۲۰۰٬۰۰۰ دلار خرج برداشت. گرانترین لباس، ست چهارخانه ژان-پل گوتیه بود که آلیشیا سیلورستون در صحنههای ابتدایی میپوشد؛ لباسی که توانست برای خودش نگه دارد، همراه با همه لباسهایش در فیلم که به گفته خودش به مجله Entertainment Weekly، همه را به خیریه داد.
دبیرستانی که دانشآموزان به آن میروند «دبیرستان برانسون آلکات» است. برانسون آلکات نویسنده ترانسندنتالیست قرن 19 بود که بیشتر به خاطر راهاندازی جامعه آرمانشهری «فرویتلندز» که در نهایت ناکام ماند و برای پدر بودنش نسبت به لوییزا می آلکات، نویسنده «زنان کوچک»، شناخته میشود. امی هکرلینگ زمانی با برانسون پینچات قرار میگذاشت که نام میانیاش «آلکات» است، برگرفته از همان نویسنده. «برانسون آلکات» نام مدرسه شبانهروزی در رمان «This School is Driving Me Crazy» نوشته نات هنتوف (۱۹۷۶) هم هست که پدر قهرمان داستان مدیر آن است. همچنین نام یکی از شخصیتهای مجموعه «Dawn» نوشته وی. سی. اندروز است.
پاول راد برای نقشهای موری، کریستین و التون تست بازیگری داد. راد فکر میکرد موری نوجوان سفیدپوستی است که سعی میکند مثل رپرها رفتار کند.
روی جلدهای آبی اسناد حقوقی که چر باید از دفتر پدرش بررسی کند، نامهای «گلن و اسکات» مهر شده است. گلن آر. فلدمن و اسکات دبلیو. لزلی هر دو در بخش دکور کار میکردند.
موری برای یک دبیرستانی دو ویژگی متمایز دارد: سیم ارتودنسی و سر تراشیده. دونالد فایسون فاش کرد دلیل آن ارتودنسی (تقلبی) پنهان کردن «دندانهای شیری» کوچکش بود و سر تراشیده هم به این خاطر که خط رویش مویش در ۱۸ سالگی داشت عقب میرفت.
امی هکرلینگ برای پژوهش فیلمنامه، در کلاسهای دبیرستان بورلی هیلز مینشست تا حالوهوای فرهنگ دانشآموزان را بگیرد و میگفت: «...یکی از چیزهایی که دیدم این بود که این دخترها مدام در حال آرایش و مرتب کردن خودشاناند.»
امی هکرلینگ برای نقش چر با آلیشیا ویت، ریس ویترسپون، کری راسل و تیفانی تیسن دیدار کرد. آنجلینا جولی و گوئینت پالترو هم برای این نقش در نظر گرفته شده بودند، اما هیچکدام تست بازیگری ندادند.
با اینکه جاش دانشجوی دانشگاه است و از بقیه شخصیتها که هنوز دبیرستانیاند بزرگتر است، استیسی داش که نقش دیون، بهترین دوست چر، را بازی میکند دو سال از پاول راد بزرگتر است.
اغلب بی سرنخ را اولین فیلم پاول راد میدانند، در حالی که اولین فیلم او در واقع هالووین ۶: نفرین مایکل مایرز (1995) بود. بی سرنخ دومین فیلم او بود اما پیش از هالووین ۶ اکران شد و همین باعث این اشتباه شده است.
فابیان، ماساژور چر، را طراح لباس فیلم بازی میکند.
ماشین کروکِ کوچک و بامزهای که کریستین با آن به خانه چر میآید، یک نش متروپولیتن مدل 1954 است.
در بازی «بمکش و فوت کن»، بازیگران نمیتوانستند نفسشان را نگه دارند تا کارت اعتباری واقعی را دهانبهدهان رد کنند؛ به جای آن از یک کارت مقوایی استفاده شد که آن هم جواب نداد. روی کارت سوراخهایی ایجاد کردند تا کار راحتتر شود و وقتی این هم نشد، لبهای همه بازیگران را حسابی با چربنرمکننده لب چرب کردند تا کارت بچسبد.
مادر مرحوم آلیشیا سیلورستون در صحنه عروسی پایان فیلم نقش سیاهیلشکر دارد.
کلاه بیسبالی که جاش (پاول راد) میپوشد کلاه KU، دانشگاه کانزاس، است. راد دانشآموخته همین دانشگاه است، در رشته تئاتر تحصیل کرده و عضو انجمن برادری سیگما نو بوده است. راد اهل کانزاس است و از دبیرستان شاونی میشن وست فارغالتحصیل شده است.
طبق فیلمنامه بی سرنخ (1995)، صحنههای رستوران قرار بود در کالیفرنیا پیتزا کیتشن فیلمبرداری شود، اما وقتی مدیران این زنجیره شوخیهای نان برشته/آلت تناسلی را در فیلمنامه خواندند، اجازه ندادند فیلمبرداری آنجا انجام شود.
نظر معلم چر در کارنامهاش چنین است: انشای انگلیسی - انشا و دایره واژگان عالی، مناظره - آماده نیست و بینظم، زیستشناسی ۱ - قورباغه را تشریح نمیکند، تربیت بدنی - باید مسئولیتپذیری یاد بگیرد، تاریخ جهان - باید بیشتر تلاش کند تا به رویدادهای روز توجه کند، هندسه - شکلهای قشنگ.
امی هکرلینگ گفت پس از دیدن آلیشیا سیلورستون در موزیک ویدیویی از ایروسمیث در کنار لیو تایلر، او را برای نقش اصلی پیشنهاد داد. سیلورستون در سه موزیک ویدیوی مختلف ایروسمیث ظاهر شد که دو تای آنها با لیو تایلر بود.
یک تیزر تبلیغاتی که برای MTV فیلمبرداری شد، دیون و چر را نشان میداد که در یک رستوران غذا سفارش میدهند. پیشخدمتشان معلم ورزش لزبینشان خانم استوگر (جولی براون) بود که آنجا هم کار میکرد. در آن، آنها از فکر آبنمک در سالاد سزارشان وحشت میکنند و در عوض فقط قاچهای لیمو سفارش میدهند تا بمکند.
نام خانوادگی چر در فیلم هوروویتز گفته میشود، اما در کارنامهاش همیلتون نوشته شده است. این احتمالاً یک شوخی داخلی است، چون فیلم قبلی امی هکرلینگ، کارگردان، یعنی روزگار خوش (1982)، شخصیتی به نام استیسی همیلتون داشت. در هر حال، هوروویتز نام رسمی این شخصیت پذیرفته شده است.
پاول راد در طول فیلمبرداری مورد سرقت قرار گرفت و کولهپشتیاش دزدیده شد که فیلمنامه فیلم در آن بود.
نقش مل هوروویتز به جری اورباخ پیشنهاد شد، اما او هم مثل قبل نتوانست از سریالش، نظم و قانون (1990)، وقت آزاد کند، و هاروی کایتل هم برای این نقش گرانقیمتتر از آن بود که انتخاب شود.
نقشهای چر و امبر به سارا میشل گلر پیشنهاد شد، اما او مجبور شد آنها را رد کند چون سریال All My Children (1970) به او اجازه نداد برای مدتی از کار مرخص شود.
در پسزمینه صحنه مسابقه اسکیت که چر و تای آشتی میکنند، میتوانید کشتی آر.ام.اس. کویین مری را ببینید که در ساحل لنگر انداخته است. کویین مری یک کشتی اقیانوسپیمای معروف از خط کونارد بود که در 1934 به آب انداخته شد و از 1936 تا 1939 (زمانی که جنگ جهانی دوم شروع شد و کویین مری به عنوان کشتی سربازان مصادره شد) و دوباره از 1947 تا 1967 به صورت تجاری دریانوردی کرد، تا اینکه کشتی برای همیشه در لانگ بیچ، کالیفرنیا، به عنوان هتل/موزه پهلو گرفت.
ترنس هاوارد برای نقش موری تست داد، در حالی که دیو شپل هم با امی هکرلینگ برای گفتگو درباره این نقش ملاقات کرد.
در صحنهای که چر در حالی که از احساسات تای نسبت به جاش پریشان است در بورلی هیلز قدم میزند، از کنار خانهای متمایز با سقف شیبدار تند عبور میکند. این خانه اسپادنا است که در محله به خانه جادوگر معروف است. این خانه که به سبک معماری «افسانهای» یا «داستانی» ساخته شده، در ابتدا توسط هری الیور، طراح هنری هالیوود، طراحی شد. این خانه در سال 1921 در کالور سیتی به عنوان دفتر یک استودیوی فیلم صامت ساخته شد و در سال 1926 به مکان فعلی خود، نبش خیابان والدن و خیابان کارملیتا در بورلی هیلز، منتقل شد. این مکان یکی از جاذبههای محبوب در تورهای بورلی هیلز است.
موزیک ویدیوی «My Love is for Real» پائولا عبدل، تکآهنگ اصلی سومین آلبومش «Head over Heels»، در سینماهای سراسر جهان پیش از نمایشهای اولیه «بی سرنخ» پخش میشد.
صحنههایی در تریلر گنجانده شده بود که در فیلم نبودند. از جمله صحنهای که چر و دیون در دستشویی دختران در حال آرایش هستند که امبر وارد میشود. چر با توجه به ظاهر او میگوید: «چیزی را از دست دادم؟ مدل موی حجیم برگشته؟»
شعری که چر در کارت برای خانم گایست مینویسد از غزل شماره 18 ویلیام شکسپیر است. بعداً، چر با هدر بر سر اینکه کدام شخصیت در هملت شکسپیر جمله خاصی را گفته بحث میکند. آلیشیا سیلورستون بعداً در فیلم اقتباسی از شکسپیر، درد بیهوده عشق (2000)، بازی کرد.
نقش آقای هال بر اساس نات هنتوف، معلم مناظره دبیرستان بورلی هیلز و دوست امی هکرلینگ، ساخته شد. هرب هال به عنوان لطف نقش مدیر مدرسه را دریافت کرد.
با اینکه تغییرات و اقتباسهای مدرن آشکار زیادی در آن انجام شده، بی سرنخ کاملاً به خط داستانی اصلی و شخصیتهای محوری رمان «اما»ی جین آستین نزدیک است. مثلاً در میان شخصیتها، چر همان اما است، جاش آقای نایتلی، تای هریت اسمیت، التون آقای التون، تراویس رابرت مارتین، کریستین نسخهای آزاد و بسیار همدلانهتر از فرانک چرچیل، و دیون هم میتواند خانم وستون باشد. هرچند با توجه به اینکه چر میکوشد این دو نفر را به هم برساند، این هم ممکن است که آقای هال و خانم گایست هم همان آقا و خانم وستون باشند که اما ادعا میکند آنها را به هم رسانده است.
سخنرانی «هائیتیاییها»ی چر در کلاس مناظره در ابتدا یک دقیقه کامل بلندتر بود و به طور کامل به عنوان نیمه اول تریلر سینمایی اصلی استفاده شد. این بخش برای نسخه نهایی فیلم حذف شد، اما مقایسههای بیشتری با مهمانی باغش داشت، از جمله یک بدگویی درباره «صندلیهای ناجور که اصلاً چندشآور بود».
تای با گفتن اینکه چر باکرهای است که رانندگی هم نمیتواند، به او توهین میکند. بریتانی مورفی بعدها اعتراف کرد که در زمان فیلمبرداری خودش باکرهای بود که رانندگی نمیتوانست.
بی سرنخ (1995) در فهرست 50 فیلم برتر دبیرستانی مجله انترتینمنت ویکلی (2006) رتبه 7 را گرفت.
یکی از اقلام تبلیغاتی که برای همراهی با فیلم توزیع شد، کتابچهای بود به نام «چگونه بیسرنخی حرف بزنیم». در آن واژهنامهای از بسیاری از اصطلاحات ابداعی دنیای بی سرنخ آمده بود که برخیشان در آن زمان به زبان واقعی نوجوانان راه یافت. نمونهاش «بالدوین» به معنای مرد بسیار خوشقیافه بود، به اشاره به الک بالدوین و برادرانش.
دانستنیهایی که داستان را لو میدهند
نمایش (اسپویلر)
فیلمهایی که کریستین با چر روی ویدئو تماشا میکند، بعضیها داغشو دوست دارند (1959) و اسپارتاکوس (1960)، سرنخهایی درباره گرایش جنسی او به دست میدهند. فیلم اول درباره مردانی است که لباس زنانه میپوشند (و از دست یک ترور مافیایی فرار میکنند). فیلم دوم صحنه معروفی را دارد که در آن یک ارباب رومی (لارنس الیویه) میکوشد خدمتکار مردش (تونی کرتیس) را اغوا کند. هر دو فیلم هم تونی کرتیس را دارند.
نمایش (اسپویلر)
کتابی که کریستین سر کلاس میخواند، «معتاد» اثر ویلیام اس. بروز، سرنخ و نشانه دیگری از گرایش جنسی اوست، چون نویسندهاش تمایلات همجنسگرایانه شدیدی داشت.
نمایش (اسپویلر)
در دقیقه 20:20، کارنامه بهروزشده چر نشان میدهد که نمره ورزشش از C+ به A- تغییر کرده است. پیشتر وقتی چر سر نمرههایش چانه میزد، میگوید معلم ورزشش نمرهاش را از C به B تغییر داده است.
نمایش (اسپویلر)
ایمی هکرلینگ گفت که به هم رسیدن چر و جاش از پدربزرگ و مادربزرگ خودش الهام گرفته شده که آنها هم خواهر و برادر ناتنی سابق بودند و بعداً با هم ازدواج کردند.
نمایش (اسپویلر)
وقتی کریستین اولین بار سر کلاس ظاهر میشود، چر امیدهای تازهای به پسرهای دبیرستانی پیدا میکند. اما وقتی دوربین از نگاه او به کریستین در چارچوب در میچرخد، درست بالای شانه چپ او روی دیوار کلاس، تیتر بریدهشدهای از روزنامه دیده میشود که نوشته است: «در راه هیچکجا».
نمایش (اسپویلر)
کریستین در صحنه معرفیاش جلوی تابلویی میایستد که رویش نوشته «به تبعیض پایان دهید». در صحنهای که چر برای پدرش وسایل میبندد و با تماس کریستین غافلگیر میشود، او در موزه است؛ تابلوی پشت سرش تصویر دو مرد در آغوشی affectionate است، پیشنمایش دیگری از گرایش جنسی او.
نمایش (اسپویلر)
صحنهای که چر پرسه میزند و وقتی فوارهها فوران میکنند به احساس واقعیاش نسبت به جاش پی میبرد، از ژیژی (1958) وام گرفته شده که در آن گاستون همین کار را میکند. موسیقیای هم که وقتی چر با لباس سفیدش بالای پلهها پیش از قرارش با کریستین میایستد پخش میشود، از همان فیلم گرفته شده است. ضمناً ژیژی هر دو بار که آن تم خاص پخش میشود، لباس سفید پوشیده است.