
۲۲۴ دانستنی پشت صحنهٔ روانی
چشمهای ماریون کریْن بعد از مرگش باید گشاد شده باشند، اما نیستند. لنزهای تماسی که برای این جلوه لازم بود، 6 هفته زمان میخواست تا جنت لی بتواند آنها را تحمل کند. آلفرد هیچکاک نمیخواست تولید فیلم بیشتر از این عقب بیفتد و تصمیم گرفت از لنزهای تماسی صرفنظر کند.
جوزف استفانو، فیلمنامهنویس، و سر آلفرد هیچکاک، کارگردان، عمداً عناصری جسورانه را لایهلایه در فیلم گنجاندند تا سانسورچیها را از مسائل مهمتر، مثل ماجرایی که اول فیلم در اتاق خواب میگذرد و قتل زیر دوش، منحرف کنند. سانسورچیها فیلمنامه را بررسی کردند و مطالب اضافهٔ «بیاهمیت» را سانسور کردند و هیچکاک توانست مطالب «مهم» خودش را از چنگشان رد کند.
در سال 1970، سائول بَس، طراح استوریبورد، 48 طرح از طرحهایش را که برای صحنهٔ زیر دوش «روانی» استفاده شده بود منتشر کرد. استوریبوردهای او جنبههای کلیدی صحنهٔ نهایی را معرفی میکرد، از جمله اینکه قاتل در ابتدا به شکل سایه نمایان میشود. بَس طرحهای مشابهی هم برای «سرگیجه» (1958) کشیده بود.
حدود دقیقهٔ 38، وقتی نورمن در اتاق پذیراییاش سرگرم پذیرایی از ماریون است، پشت سر نورمن دو تابلوی نقاشی هست که در آنها انگار زنی برهنه را فیگور دیگری تهدید میکند. این تابلوها اشارهای به نیات نورمن است.
والت دیزنی اجازه نداد سر آلفرد هیچکاک در اوایل دههٔ 1960 در دیزنیلند فیلمبرداری کند، چون هیچکاک «آن فیلم چندشآور، روانی» را ساخته بود.
سر آلفرد هیچکاک همیشه ترجیح میداد در فضای بسته و روی صحنهٔ صدا فیلمبرداری کند و تنها نماهای دور عمارت بیتس در فضای باز و در لوکیشن پشت صحنه گرفته شد. برای این کار و برای امکان یک نمای دالی از بیرون به درون، نسخهٔ دومی از نمای بیرونی عمارت که فقط شامل ایوان جلویی بود روی صحنهٔ صدا ساخته شد و برش از دکور بیرونی پشت صحنه به دکور داخلی صحنهٔ صدا را وقتی لایلا نزدیک میشود بهوضوح میتوان دید؛ این تفاوت در نورپردازی دیده میشود، آنجا که دوربین از پشت او به ایوان و درِ ورودی برمیگردد، همین که نزدیک میشود.
سمفونی شمارهٔ 3 لودویگ فان بتهوون («اروئیکا») در گرامافون نورمن است.
نورمن بعد از گفتوگو با ماریون با این قصد که با مادرش مخالفت کند به خانه برمیگردد، اما در نهایت تسلیم میشود و قهرآمیز در آشپزخانه مینشیند. حالت نشستنش، بهویژه قرار گرفتن پاهایش به شکل پنجهکبوتری، حالوهوایی کاملاً کودکانه دارد که با رشد نکردن عاطفیاش در بزرگسالی جور درمیآید.
آلفرد هیچکاک برای کم کردن هزینهٔ تولید فیلم، عوامل فیلمبرداریای را استخدام کرد که به دستمزدهای معمول تولیدات تلویزیونی عادت داشتند. در مجموع، دستمزد گروه او 62,000 دلار شد.
جنت لی برای ماریون کریْن پیشینهٔ کاملی از خودش ساخت و مشخص کرد که در دبیرستان چهجور بوده، چه رنگهایی را دوست داشته و از این قبیل.
ماری کریْن در رمان «روانی» شخصیتی نسبتاً فرعی بود و فقط در دو فصل رمان ظاهر میشد. همتای سینماییاش، ماریون کریْن، شخصیتی پرداختهتر داشت. نیمی از روایت فیلم دربارهٔ ماریون و داستان زندگی اوست.
صدایی که چاقو هنگام فرورفتن در گوشت ایجاد میکند، در واقع صدای فرورفتن چاقو در یک خربزهٔ کازابا است.
چند شخصیت در هالووین (1978) از این فیلم الهام گرفتهاند. جیمی لی کرتیس بر اساس بازیگری مادرش، جنت لی، در روانی برای نقش قهرمان این فیلم انتخاب شد. دکتر سام لومیس مستقیماً به نام شخصیت جان گوین، یعنی دوستپسر ماریون در این فیلم، نامگذاری شده است. نام ماریون چمبرز، پرستار در هالووین، از ماریون و قاضی چمبرز الهام گرفته شده. بیلی لومیس، قاتل در جیغ (1996)، هم از سام لومیس در روانی الهام گرفته است. همچنین دبیرستان بیتس در کری (1976) از نورمن بیتس در روانی الهام گرفته است.
در سال 2006، داگلاس گوردون، هنرمند اسکاتلندی، چیدمانی هنری ساخت که نسخهای ۲۴ ساعته و آهسته از همین فیلم بود. نامش را «روانی ۲۴ ساعته» گذاشت و در موزهی هنر مدرن نیویورک به نمایش درآمد.
جز چند نما که در جادههای فرعی جنوب کالیفرنیا فیلمبرداری شد (صحنههای فرار ماریون از فینیکس)، بقیهی فیلم در پشتلوکیشن استودیوی یونیورسال ساخته شد. بنا به منابع گوناگون، پارامونت پیکچرز یا جای خالی نداشت یا حاضر نشد به سر آلفرد هیچکاک جا بدهد. در هر حال، او از کار در یونیورسال پیکچرز راضی بود، جایی که گروهش مرتب برای سریال تلویزیونیاش کار میکردند.
سر آلفرد هیچکاک حق اقتباس رمان را بهصورت ناشناس و تنها به قیمت ۹٬۰۰۰ دلار از رابرت بلاک خرید (بیش از ۱۰۰٬۰۰۰ دلار در سال ۲۰۲۶). بعد هم تا توانست نسخههای رمان را خرید تا پایان داستان لو نرود.
سدان سفید رنگ فورد کاستوم 300 چهاردرِ مدل 1957 که ماریون کرین سوارش میشود، همان خودرویی است (از داراییهای استودیو یونیورسال) که خانوادهٔ کلیور در فصل اول مجموعهٔ تلویزیونی Leave It to Beaver (1957) با آن رانندگی میکردند.
آنتونی پرکینز در جوانی کیفیتی پسرانه و صمیمانه داشت، یادآور جیمز استوارت جوان، و سر آلفرد هیچکاک همین را به کار گرفت و وارونهاش کرد.
در اکران نخست روانی، چند منتقد سینما یا آن را «فیلمی ترفندی» خواندند و تحقیرش کردند یا به محتوایش اعتراض کردند. سی. ای. لژون، منتقد سینمای بریتانیا (۱۸۹۷ - ۱۹۷۳)، در اعتراض به آنچه افت اخلاقی صنعت سینما میدید، از کارش استعفا داد و برای همیشه بازنشسته شد.
در اکران نخست روانی، صاحبان سینماها میترسیدند سیاست «بدون پذیرش تماشاگر دیرآمده» کاسبیشان را کساد کند؛ دلشان نمیخواست مشتری را برگردانند. اما برخلاف انتظارشان، صفهای طولانی بیرون سینماها شکل گرفت، ساعتها پیش از شروع نمایش. مردم صبورانه در صف میایستادند تا این فیلم پیشرو را ببینند.
شرلی جونز، مادر خانواده در The Partridge Family (1970)، برای نقش ماریون کرین تست داد و نزدیک بود بگیردش. اگر نقش ماریون را گرفته بود، معلوم نبود ۱۰ سال بعد پیشنهاد یک کمدی خانوادگی سالم و بیحاشیه را میگرفت؛ چون اگر پیشتر در یکی از بدنامترین فیلمهای اسلشر تاریخ بازی کرده بود، شاید برای بازی در چنین سریالی بیش از حد جنجالی به حساب میآمد.
این ادعا که سر آلفرد هیچکاک و جوزف استفانو در ابتدا موسیقی جاز را به جای ارکستر کوچک زهی برنارد هرمان برای فیلم در نظر داشتند، از سوی دوروتی، دختر هرمان، رد میشود. دوروتی هرمان در مصاحبهای با سوزان کینگ (۲۰۱۱) گفت هیچکاک هزینههای این فیلم را پایین آورده بود؛ بازیگران بسیار ارزانی به کار گرفت و برای صرفهجویی در هزینه از ارکستر زهی استفاده کرد.
جنت لی پس از اکران این فیلم نامههای تهدیدآمیزی دریافت کرد که در آنها نوشته شده بود چه میخواهند با ماریون کرین بکنند. یکی از آنها چنان چندشآور بود که آن را به افبیآی سپرد. عاملانش پیدا شدند و افبیآی گفت اگر باز چنین نامههایی به دستش رسید، دوباره به آنها خبر بدهد.
آنتونی پرکینز برای نقشش ۴۰٬۰۰۰ دلار دستمزد گرفت (بیش از ۴۴۸٬۰۰۰ دلار در سال ۲۰۲۶) که همان مبلغی است که ماریون کرین اختلاس کرده بود.
هیلتون ای. گرین، دستیار کارگردان، برای صحنهٔ آغازین فیلمهایی هوایی از فینیکس، آریزونا گرفت. این تصاویر چنان لرزان بودند که نشد کامل ازشان استفاده شود، پس با فیلمهای گرفتهشده در استودیو مونتاژ شدند.
در زمان ساخت فیلم، به حکم کمیسیون ارتباطات فدرال، اشاره به توالت نه در سینما و نه در تلویزیون مجاز نبود. جوزف استفانو برای واقعیتر شدن داستان سرسختانه میخواست توالت روی پرده دیده شود و میخواست سیفونش هم کشیده شود. سر آلفرد هیچکاک به او گفت اگر چنین چیزی میخواهد، باید با نوشتهاش «مهیایش کند». استفانو صحنهای نوشت که ماریون پولها را جمع میزند و بعد کاغذ را در توالت میاندازد و سیفون را میکشد، دقیقاً به این دلیل که کشیدن سیفون جزئی جدانشدنی از صحنه باشد و نشود حذفش کرد. این نخستین فیلم آمریکایی (و شاید نخستین فیلم داستانی) بود که کشیدن سیفون توالت را روی پرده نشان میداد.
آنتونی پرکینز و جنت لی اجازه داشتند نقشهایشان را بداههپردازی کنند؛ مثلاً عادت نورمن به خوردن آبنبات ذرت.
تریلر رسمی فیلم در سال ۱۹۶۰ بیش از شش دقیقه و سی ثانیه طول داشت؛ چیزی که در تریلرهای امروزی بیسابقه است.
سر آلفرد هیچکاک در مصاحبهای در برنامهٔ نمایش دیک کَوِت (۱۹۶۸) دربارهٔ صحنهٔ دوش گفت: «همهچیز چنان سریع بود که ۷۸ قطعهٔ جداگانهٔ فیلم در ۴۵ ثانیه داشتیم.»
از جمله اقلام تبلیغاتی اصلی فیلم، تریلر بلند پیشنمایشی بود (که به چند زبان فیلمبرداری شد) و در آن سر آلفرد هیچکاک تماشاگر را در گشتی بهظاهر بیخیال در خانه و متل همراهی میکند. در پایان، هیچکاک پردهٔ دوش را کنار میزند و نمای نزدیکی از زنی در حال جیغ کشیدن دیده میشود. بازیگر این نما جنت لی نیست، بلکه ورا مایلز است با کلاهی گیس که شبیه مدل موی خانم لی است. همزمان لوگوی «روانی» روی پرده میآید و ماهرانه چشمهای خانم مایلز را میپوشاند تا عوض شدن بازیگر بهراحتی معلوم نشود.
نمای افتادن آربوگاست به عقب از پلهها یک نمای ترکیبی بود: مارتین بالسام بیحرکت نشسته بود و دستهایش را تکان میداد، انگار تعادلش را از دست داده، و پشت سرش پردهای بود که نمایی از پیش فیلمبرداریشده را نشان میداد که دوربینش از پلهها پایین میرفت.
تریلر اصلی فیلم روانی موسیقیای بهطور غیرعادی شاد داشت. آلفرد هیچکاک تصمیم گرفته بود از تم موسیقی فیلم کمدی دردسر هری (۱۹۵۵) دوباره استفاده کند.
صحنهای در فیلم بهطور مرموز نشان میدهد که لایلا کرین کتابی با جلد سفید را ورق میزند. کتاب مال نورمن بیتس است و به نظر میرسد آشفتهاش کرده، اما تماشاگر هرگز محتوای کتاب را نمیبیند. در رمان، لایلا فقط میفهمد که نورمن تصاویر مستهجن جمع میکند.
صحنهٔ دوش فیلم بین ۱۷ و ۲۳ دسامبر ۱۹۵۹ فیلمبرداری شد. جنت لی دو بار مجبور شد فیلمبرداری این صحنه را عقب بیندازد؛ اول باید از سرماخوردگی بهبود مییافت و بعد باید منتظر میماند عادت ماهانهاش تمام شود.
آهنگساز برنارد هرمان با نغمهٔ آغازین فیلم حالوهوای خشونتی قریبالوقوع را میسازد. هرمان برای حفظ تعلیق در لحظههای آرامتر فیلم از روش «اُستیناتو» (اصطلاحی موسیقایی به معنای «سرسخت») استفاده کرد؛ یعنی تکرار پیگیرانهٔ یک موتیف با همان صدای موسیقایی.
در صحنهٔ فروشگاه ابزارآلات، لایلا کرین جلوی چیدمانی از شنکشهای چمنزنی ایستاده که طوری چیده شدهاند که انگار دستهایی به سویش دراز شدهاند تا بگیرندش.
شاید به خاطر مخالفتش با روانی و برای توهین به سر آلفرد هیچکاک، والت دیزنی دو سال بعد در ۱۹۶۲ نام لومیس را برای خانوادهای انتخاب کرد که در قسمت دوقسمتی «Sammy the Wayout Seal» از برنامهی خانوادگی و سالم تلویزیونی دیزنی، یک فُک را به فرزندی میپذیرند. به این ترتیب، برنامهی دیزنی تمام نام «سام لومیس» را از روانی وام میگیرد. شاید تیزترین کنایه این باشد که در برنامهی دیزنی، یکی از پسرهای جوان لومیس را بیلی مامی بازی میکند؛ همان کسی که یک سال پیش، در ۱۹۶۱، هیچکاک هنگام کارگردانی قسمت «Bang! You're Dead» از برنامهی تلویزیونی خودش، Alfred Hitchcock Presents، در صحنه او را تهدید جسمی کرده بود.
«روانی» به خاطر نمایش زودهنگام «ناهمنوایی جنسیتی» غیرمعمول شمرده میشد. نورمن بیتس دو شخصیت جداگانه دارد، یکی مردانه و یکی زنانه. وقتی شخصیت زنانه غالب میشود، هم لباس زنانه میپوشد و هم خودش را زن میداند.
وقتی ماریون در اتاق نشیمن با نورمن گفتوگو میکند، نورمن دربارهی مادرش میگوید: «بعد از مرگ پدرم مجبور شد تنهایی بزرگم کند. من فقط پنج سالم بود و برایش خیلی سخت بوده.» آنتونی پرکینز (نورمن) تنها فرزند پدر و مادرش بود و او هم مثل نورمن در پنجسالگی پدرش را از دست داد. از آن به بعد، مادرش بزرگش کرد.
پژوهشگران سینما اشاره کردهاند که دو صحنهی خشنترین صحنههای «روانی» زیر نور شدید میگذرند، نه در تاریکی. فیلمهای آلفرد هیچکاک اغلب در صحنههای خطر و خشونت از نور شدید استفاده میکردند.
برنارد هرمان موسیقی تیتراژ اصلی را پیش از آن نوشت که سال باس سکانس عنوانبندی آغازین را بسازد. باس آن را بر اساس موسیقی انیمیت کرد و آن ظاهر ضربهای و پیچوتابخورده را ساخت که در آن عنوانها از وسط پاره میشوند.
نیویورک تایمز نوشت که سر آلفرد هیچکاک برای حفظ محرمانگی «صحنه را به روی بازدیدکنندگان بست، به بازیگران و عواملش اجازه نداد بیرون از استودیو دربارهی داستان حرف بزنند و به مردان تبلیغات پارامونت دستور داد دربارهی داستان چیزی نگویند.»
مارلی رنفرو، مدل، رقصنده و دختر روی جلد پلیبوی، گفت وقتی برای بدل جنت لی در صحنهی نمادین دوش روانی آزمایشش کردند، مجبور شد برای آلفرد هیچکاک لخت شود. او پس از بررسی تمام اندامش، او را به تریلر لی برد و آنجا هم مجبور شد ردایش را دوباره بیندازد تا لی بدنش را ببیند. رنفرو نودیست متعصب و استریپر حرفهای بود، پس برایش مشکلی نبود جلوی دیگران لخت باشد. بعد از انتخابش گفت یک هفته، روزی چند ساعت، لخت روی صحنه جلوی هیچکاک و گروهی عمدتاً مرد ایستاد تا از هر زاویه فیلمبرداری کنند. یک بار هیچکاک متری به لنز دوربین وصل کرد، آمد و نوکش را روی نوک سینهی چپش گذاشت تا مطمئن شود سینهاش از فوکوس خارج میماند. اما به گفتهی او، هیچکاک کاملاً جنتلمن بود و از هیچ تلاشی برای راحتیاش دریغ نکرد.
یکی از نمادهای بسیار نامحسوس قدرت خفقانآور مادر نورمن بر او، اتاق خواب کودکیاش بود که لایلا هنگام سرک کشیدن غیرمجاز در خانه کشفش میکند. بهجای اتاقی کامل مثل اتاق مادرش، ظاهراً مجبور بوده در یک اتاقک کوچک زیر شیروانی زندگی کند، که بیشتر حس حیوان خانگی در قفس را میدهد تا عضوی محترم از خانواده. در واقع تماشاگر هم هیچوقت نمیفهمد که آیا این اتاق در بزرگسالی هم اتاق خوابش مانده یا نه.
ابرهای طوفان رویهمافتادهای که پشت خانهی بیتس روی پرده میدوند، در آن زمان نوآوریای در جلوههای ویژه بود و در سالهای بعد بارها برای فضاسازیهای ترسناک و فانتزی کپی شد.
سر آلفرد هیچکاک و جنت لی در مصاحبههای بعدی قاطعانه گفتند بدنِ صحنهی دوش مال خود لی است، اما نبود. آن بدن مال مدلی به نام مارلی رنفرو بود. هرجا چهرهی لی را در نماها نمیبینید، بدلش را میبینید. او برای فیلمبرداری یکی از نمادینترین صحنههای تاریخ سینما فقط ۵۰۰ دلار گرفت (۵٬۶۰۶ دلار در ۲۰۲۶). رنفرو، استریپری متولد دالاس که در لاسوگاس کار میکرد، یکی از اولین بانیهای پلیبوی بود. جز روانی، فقط در یک فیلم دیگر ظاهر شد: کمدی-وسترن پورن ملایم «امشب حتماً» (۱۹۶۲) ساختهی فرانسیس فورد کوپولا.
برنارد هرمن تعریف کرده بود که نماهای رانندگی ماریون پس از برداشتن پول، بسیار معمولی به نظر میرسیدند. سر آلفرد هیچکاک به این فکر افتاد که موسیقی متن، صداهای مضطرب درون سرش را منتقل کند تا به حرکت و تنش صحنه اضافه شود. اما هرمن اشاره کرد که این هم جواب نداد تا اینکه پیشنهاد داد موسیقی تیتراژ اصلی برگردد. در مجموع، هیچکاک از سهم بسیار چشمگیر هرمن در این فیلم خوشحال بود و به او اعتباری غیرمعمول (برای هیچکاک) داد و آشکارا گفت: «سیوسه درصد از تأثیر روانی به خاطر موسیقی بود.»
آلفرد هیچکاک تصمیم گرفت برخلاف رویه رایج آن دوران، برای منتقدان حرفهای سینما نمایش خصوصی روانی برگزار نکند. منتقدان سینما باید مثل عموم مردم منتظر میماندند تا فیلم را ببینند.
جنت لی فقط سه هفته برای کار روی فیلم وقت داشت و تمام یکی از آن هفتهها را صرف فیلمبرداری سکانس دوش کرد.
یکی از دلایل اینکه سر آلفرد هیچکاک فیلم را سیاهوسفید گرفت این بود که فکر میکرد رنگی خیلی خونآلود میشود. اما دلیل اصلی این بود که میخواست فیلم را تا حد امکان ارزان بسازد (زیر یک میلیون دلار). او همچنین فکر میکرد اگر اینهمه فیلم بیکیفیت و ارزانقیمت سیاهوسفید درجه «ب» در گیشه اینقدر خوب میفروشند، چه میشود اگر یک فیلم واقعاً خوب و ارزانقیمت سیاهوسفید ساخته شود.
کمی بعد از معرفی نورمن، او را در حال صحبت با ماریون کرین میبینیم و در بیشتر طول گفتوگو، انعکاس واضحی از او در پنجره دیده میشود که نمادی از شخصیت دوگانه پنهانش است و آن را آشکار میکند.
تابلوی «خانهای کنار ریل قطار» اثر ادوارد هاپر که الهامبخش خانه بیتس بود، از روی یک خانه واقعی ویکتوریایی کنار ریل قطار در هاورسترو، نیویورک، کشیده شده است. این خانه که در ۱۸۸۵ ساخته شد، هنوز پابرجاست و مالکیت خصوصی دارد.
چاقوی قصابی که بیتس استفاده میکند، مدل Victorinox Forschner 430-12 است.
سیبیاس که دههها بعد شرکت خواهر پارامونت شد، نخستین شبکه تلویزیونی بود که حق پخش تلویزیونی روانی را به قیمت ۴۵۰٬۰۰۰ دلار خرید. قرار بود فیلم را در ۲۳ سپتامبر ۱۹۶۶ پخش کنند، اما در نهایت منصرف شدند. چند روز پیشتر، والری پرسی (دختر یک سیاستمدار) هنگام خواب والدینش با چاقو به قتل رسیده بود. گزارشهای خبری این قتل هیجانانگیز با چاقو را پوشش میدادند و سیبیاس تصمیم گرفت پخش یک قتل خیالی با چاقو بدسلیقهای باشد. در عوض، روانی در ۲۴ ژوئن ۱۹۶۷ نخستین نمایش تلویزیونیاش را داشت و از شبکه تلویزیونی WABC-TV مستقر در نیویورک، شبکه اصلی رقیب یعنی ایبیسی، پخش شد.
سر آلفرد هیچکاک در سر صحنه همیشه آنتونی پرکینز را «مستر بیتس» صدا میکرد. هیچکاک به این شهرت داشت که اغلب بازیگران مرد و زن را اینطور اذیت میکرد (تیپی هدرن، بیلی مامی و دیگران را ببینید).
انعکاسها معمولاً برای القای اسکیزوفرنی به کار میروند، اما در این فیلم همه بهجز نورمن بیتس در آینه دیده میشوند.
برنارد هرمن تصمیم گرفت در موسیقی متنش فقط از سازهای زهی استفاده کند تا صدایی سیاهوسفید همراستا با تصاویر سیاهوسفید داشته باشد.
برای صحنه دوش از دو دوربین مختلف استفاده شد. یکی از آنها دوربین میچل بود، مدلی که در دوران طلایی هالیوود بسیار به کار میرفت. دوربین دیگر یک اکلیر دستی بود. این مدل را موج نوی فرانسه محبوب کرد، چون امکان فیلمبرداری آزادانهتری را فراهم میکرد.
هرچند فیلمبرداری صحنه معروف دوش جنت لی را آزار نداد (با اینکه از بدل استفاده کرد)، دیدن آن روی پرده عمیقاً تحت تأثیرش گذاشت. او بعدها گفت که این صحنه باعث شد بفهمد یک زن در حمام چقدر آسیبپذیر است. تا آخر عمر همیشه وان حمام میگرفت.
سر آلفرد هیچکاک در تابستان 1960 یک آگهی رادیویی کوتاه و بامزه پخش کرد. در دورانی که اسپانسرها محصولات رقیب را «برند ایکس» مینامیدند، صدای هیچکاک گفت میخواهد فیلم جدیدش را با «برند ایکس» مقایسه کند. بعد صدای شیهه و تقتق سم اسب آمد. صدای هیچکاک ساده گفت: «برند ایکس یک وسترن است.» بعد «و حالا فیلم من»، و پس از آن یک جیغ بلند. پایان آگهی.
هیلتون ای. گرین، دستیار کارگردان، زن جوانی پیدا کرد که با تصور ذهنی او از ماریون کرین جور بود. او از تمام لباسهای این زن عکس گرفت. هلن کالویگ، سرپرست لباس، از این عکسها برای تهیه لباسهای واقعگرایانه ماریون در فیلم استفاده کرد.
سر آلفرد هیچکاک برای اینکه تماشاگران را همدست در تماشاگری کند، روی دوربین 35 میلیمتریاش لنز 50 میلیمتری گذاشت. این لنز نزدیکترین حالت به دید انسان را میدهد. در صحنههایی که نورمن ماریون را زیر نظر دارد، این تأثیر حس میشود.
نمایشگاه خودرو در فیلم در واقع زمین فروش خودروهای دستدوم هری ماهر نزدیک استودیوهای یونیورسال بود. چون شرکت فورد موتور اسپانسر آلفرد هیچکاک تقدیم میکند (1955) بود، خودروهای همیشگی این نمایشگاه کنار گذاشته شدند و جایشان فوردها، ادسلها و مرکوریهای برقانداخته را گرفتند.
صحنه معروف دوش این فیلم در نهایت بر یکی از سکانسهای مهم فیلمی بسیار جنجالی و با درجه R اثر یونیورسال تأثیر گذاشت که تقریباً یک نسل بعد اکران شد: صورتزخمی (1983) ساخته برایان دی پالما. دی پالما تحت تأثیر این بود که صحنه دوش روانی به کشتاری هولناک اشاره میکرد اما در واقع برهنگی و خونریزی آشکار نشان نمیداد، و از عناصر مشابه برشهای سریع در صحنهای از صورتزخمی (1983) استفاده کرد که در آن مردی به دست قاچاقچی مواد کلمبیایی مسلح به اره برقی (ال ایزرائیل) و در حالی که به بالای دیوار دوش دستبند شده، تکهتکه میشود. طرفداران هر دو فیلم در نهایت حس کردند خونریزی بسیار بیشتری از آنچه واقعاً دیدند شاهد بودند، و این مدیون تدوین و فیلمبرداری هوشمندانه بود. در واقع صحنه اره برقی در تلاش در نهایت موفق دی پالما و یونیورسال برای گرفتن درجه R به جای درجه X اولیه برای صورتزخمی، حاشیهای کوچک شد؛ انجمن سینمایی آمریکا فقط یک اصلاح در آن صحنه از دی پالما خواست و دی پالما اصلاً فراموش کرده بود که آن تصویر غیرقابلقبول (بازوی قطعشده) آنجاست و با خوشحالی آن را از فیلم حذف کرد.
با توجه به سکهای که اربوگاست انتخاب میکند و صدای داخل تلفن همگانی وقتی به لایلا و سام زنگ میزند، یک تماس تلفن عمومی در 1960، 10 سنت هزینه داشت.
توضیح طولانی سیمون اوکلند در پایان فیلم در نقش روانپزشکی که وضعیت نورمن را شرح میدهد، در یک برداشت فیلمبرداری شد. بعد از آن سر آلفرد هیچکاک دستش را فشرد و به او گفت همین حالا فیلم را نجات داد.
صحنه دفتر املاک (که ماریون کرین در آن کار میکند) چندین بار برداشت مجدد لازم داشت. جنت لی در این صحنه در استفاده درست از واژه «inordinately» مشکل داشت.
گفته میشود آلما رویل، همسر آلفرد هیچکاک، در صحنهٔ حمام چند نما را دید که در آنها جسد ماریون کرین به نظر میرسید نفس میکشد؛ او موضوع را به هیچکاک گفت و هیچکاک هم دستور داد آن نماها را حذف کنند.
برای صحنههای رانندگی ماریون، آلفرد هیچکاک برای اینکه جنت لی حرکات و حالات چهرهٔ درست را اجرا کند، دقیقاً برایش توضیح داد که در هر لحظه از فرارش از دست قانون چه میکند و به چه فکر میکند؛ بعدها نماهای بستهٔ شیشهٔ جلو و آینهٔ عقب، صدای جاده و صدای راویان دیگر بازیگران به فیلم اضافه شد تا همین محرکها برای تماشاگر ساخته شود.
در صحنهٔ آغازین، ماریون کرین پیش از پوشیدن یک دست لباس کاملاً سفید همراه با کیف دستی سفید، سوتین و زیرپوش سفید به تن دارد؛ سر آلفرد هیچکاک این انتخاب لباس را کرد تا ماریون را خوب و پاک نشان دهد. پس از آنکه ماریون پول را از رئیسش میدزدد، صحنهٔ بعد او را نشان میدهد که در حال بستن وسایلش است و نیمهلباس، سوتین و زیرپوش سیاه پوشیده؛ او لباسی تیرهتر میپوشد و کیف دستی سفیدش را با کیف سیاه عوض کرده است. تغییر لباس از کاملاً سفید به سیاه نشان میدهد که ماریون از فرشتهخویی به شرارت رسیده است.
طنز ماجرا اینجاست که توصیف رابرت بلوک از نورمن بیتس در رمانش بیشتر به مارتین بالسام شبیه است تا تونی پرکینز.
ماشینی که هنگام رانندگی ماریون در مرکز شهر پشت سرش حرکت میکند، یک پلیموث فیوری مدل ۱۹۵۹ است؛ خودرویی که برای زمان خود پیشرفته به حساب میآمد و گیربکس اتوماتیک دکمهای و دیمر خودکار فوتوالکتریک داشت.
در این فیلم چند اشاره به پرندگان وجود دارد: نام خانوادگی ماریون کرین است، سرگرمی نورمن پرندهآرایی است و نورمن میگوید ماریون مثل یک پرنده غذا میخورد. فیلم بعدی سر آلفرد هیچکاک، پرندگان (1963) بود.
جوزف استفانو، فیلمنامهنویس، شخصیت نورمن بیتس را (آنگونه که در رمان آمده) بیش از حد غیرهمدل یافت؛ او با حذف عناصر تیرهتر رمان، نورمنی دوستداشتنیتر ساخت. در رمان، نورمن میخواره بود و شیفتهٔ «احضار ارواح، علوم خفیه و پورنوگرافی» بود؛ نسخهٔ استفانو از این شخصیت هرگز لب به الکل نمیزند و تنها سرگرمی نسبتاً نگرانکنندهاش تاکسیدرمی است.
پیش از روانی (1960)، سینماها تمام روز فیلمها را بهصورت چرخشی نمایش میدادند و مردم اغلب وسط یک نمایش وارد میشدند و تا وسط نمایش بعدی میماندند و وقتی میرسیدند که اول آمده بودند، بیرون میرفتند؛ اما هیچکاک همهٔ صاحبان سینما را مجبور کرد قراردادی امضا کنند که تا شروع فیلم هیچکس را به سالن راه ندهند و اگر کسی دیر میرسید، تا نمایش بعدی راهش ندهند. همین کار روند رسمیشدن ساعتهای اجباری نشستن در سینماها را آغاز کرد که تا امروز ادامه دارد.
نورمن میگوید کسبوکارشان «وقتی بزرگراه جابهجا شد» از رونق افتاد. این وضعیتی معمول بود که در دهههای پنجاه و شصت و هنگام ساخت شبکهٔ بزرگراههای بینایالتی پیش میآمد؛ مسیر افسانهای ۶۶ در غرب آمریکا یکی از همین قربانیها بود و شمار زیادی از کسبوکارهای کنار جاده ناگهان خود را در جادههای فرعی یافتند، چون مسیرهای اصلی محدودشده به روی مردم باز شد.
«مادر»، یعنی نورما بیتس، در این فیلم را چند بازیگر زن و مرد از جمله آنتونی پرکینز بازی میکنند؛ چند نفر در صدای جیغجیغوی عجوزانهٔ او سهیم بودند و عمداً تلاش شد تا او را پیرتر نشان دهند، چون سر آلفرد هیچکاک میخواست این صدا، صدایی ساختگی از وجدان و دیوهای درونی خود نورمن باشد. در واقعیت، نورما بیتس باید حدود پنجاه ساله باشد، چون نورمن در فیلم فقط حدود بیستوشش سال دارد، اما از صدای بازیگرانی که نقش او را بازی میکنند میشنوید که قرار است شصتوچندساله باشد، که اگر نورمن را در اواسط تا اواخر سیسالگیاش به دنیا آورده باشد ممکن است.
در رمان، نام شخصیت «ماریون» ماری کرین بود؛ این نام تغییر کرد چون بخش حقوقی استودیو متوجه شد دو نفر واقعی به نام ماری کرین در فینیکس، آریزونا زندگی میکنند.
با اینکه آلفرد هیچکاک به استفاده دوباره از بازیگران زن در چند فیلم پیاپی شهره بود، با اکراه به جنت لی گفت دیگر هرگز نمیتواند او را در فیلمی بازی دهد، چون تماشاگران همیشه او را ماریون کریْن خواهند دید.
آلفرد هیچکاک حق اقتباس سینمایی رمان «روانی» را به نام خودش خرید، نه به نام یک استودیو یا شرکت تولید فیلم. او این حق را به قیمت 9,500 دلار به دست آورد.
سر آلفرد هیچکاک در مرحله پیشتولید به مطبوعات گفت در حال بررسی هلن هیز برای نقش مادر است. این آشکارا یک ترفند بود، اما چند بازیگر زن به هیچکاک نامه نوشتند و درخواست تست بازیگری کردند.
وقتی نماهای بیرونی متل متروک بیتس را میبینیم که خانه نورمن در پسزمینهاش قد برافراشته، برای تماشاگر سخت است باور کند که تمام این دکور در لوکیشن پررفتوآمد یونیورسال ساخته شده بود، فقط صد یارد دورتر از خیابان لارامی، دکور ثابت وسترنهای آن سریال تلویزیونی.
برای اینکه مطمئن شوند مردم از همان ابتدای این فیلم در سالن سینما هستند (و نه اینکه وسط فیلم وارد شوند)، استودیو صفحهای را در اختیار سینماها گذاشت تا در سرسرای سالن پخش شود. این آلبوم موسیقی پسزمینه داشت که گاهی صدایی آن را قطع میکرد و میگفت «ده دقیقه تا زمان روانی»، «پنج دقیقه تا زمان روانی» و به همین ترتیب.
سر آلفرد هیچکاک پیشتر ورا مایلز را در مرد عوضی (1956) بازی داده بود. میخواست او را در سرگیجه (1958) هم بازی دهد، اما او به دلیل بارداری مجبور شد این نقش را رد کند. مایلز از بازی در این فیلم راضی نبود و حس میکرد هیچکاک با دادن لباسهایی که به او ظاهری خانهدار و مادرانه میداد تنبیهش میکند، حتی با اینکه این لباسها را ادیث هد، طراح مشهور هالیوود، طراحی کرده بود. مایلز برای بازی در این فیلم هفتهای 100,700 دلار دستمزد گرفت.
سالها بعد جنجالی برپا شد وقتی سال باس ادعا کرد برنامهریزی کامل صحنه معروف دوش را او انجام داده و حتی آن را کارگردانی کرده است. کسانی که در ساخت فیلم دست داشتند این ادعا را رد کردهاند.
گفته میشود جنت لی هنگام فیلمبرداری روانی از این که فهمید آدمها زیر دوش چقدر آسیبپذیرند شوکه شد. او از آن پس هر وقت میخواست دوش بگیرد یا حمام کند، همه درها و پنجرهها را قفل میکرد.
هیئت سانسوری که روانی را بررسی کرد به نمایش رابطه نزدیک میان سام لومیس و ماریون کریْن، که زوجی ازدواجنکرده بودند، اعتراض کرد. آلفرد هیچکاک پیشنهاد داد این صحنهها را دوباره فیلمبرداری کند، با حضور سانسورچیها سر صحنه تا صحنهها را از نزدیک ببینند. هیچیک از سانسورچیها حاضر نشد داوطلبانه در صحنه روانی کار کند و صحنهها با وجود اعتراض اولیهشان حفظ شد.
ساختمانهای دکور متل بیتس و خانه بیتس در لوکیشن یونیورسال ساخته شدند. آنها از همان صحنهای استفاده کردند که پیشتر برای فیلم کلاسیک ترسناک شبح اپرا (1925) به کار رفته بود.
برای نمایی که به جریان آب سر دوش نگاه میکند، سر آلفرد هیچکاک یک سر دوش به قطر شش فوت ساخت و جلوی خروجیهای مرکزی را گرفت تا آب به شکل مخروطی از کنار لنز دوربین بگذرد، بدون اینکه مستقیم به آن بپاشد.
این فیلم پرفروشترین فیلم کارنامه سر آلفرد هیچکاک بود.
بازیگران اصلی، آنتونی پرکینز و جنت لی، تشویق شدند در تفسیر شخصیتهایشان بداههپردازی کنند. تنها محدودیت این بود که هیچ بداههپردازیای نباید به جابهجایی دوربین نیاز داشته باشد.
شهر خیالی فِرویل که بیشتر فیلم در آن میگذرد، در شهرستان شستا در کالیفرنیا تصویر شده است. روی دیوار پشت روانپزشک هنگام صحبت در دفتر رئیس پلیس، نقشهای دقیق و با برچسب واضح از این شهرستان دیده میشود و روی بازوبند افسران نیز عبارت شهرستان شستا بهروشنی نوشته شده است. اما شهرستان شستا نزدیک مرز شمالی ایالت است، دستکم 900 مایل و ۱۴ ساعت رانندگی با سیستم بزرگراههای امروزی از نقطه شروع فیلم یعنی فینیکس در آریزونا فاصله دارد؛ بخش بزرگی از این بزرگراهها در سال 1960 ساخته نشده بود یا در دست ساخت بود. در آن دوره این مسیر زمان بسیار بیشتری میبرد.
پس از اکران این فیلم، سر آلفرد هیچکاک نامهای خشمگین از پدر دختری دریافت کرد که پس از دیدن بدکاران (1955) از حمام کردن امتناع کرده بود و حالا پس از دیدن این فیلم از دوش گرفتن سر باز میزد. هیچکاک در پاسخ فقط نوشت: «او را به خشکشویی بفرستید.»
آنتونی پرکینز و جنت لی گفتند که از اینکه بهخاطر بازی در این فیلم تا همیشه در نقشهای مشابه گرفتار شوند ناراضی نیستند. آنها در مصاحبهها گفتند ترجیح میدهند بهخاطر این فیلم کلاسیک تا همیشه در یادها بمانند و در نقشهای مشابه گرفتار شوند تا اینکه اصلاً به یاد آورده نشوند.
فیلمبرداری روزانه روانی صبحها شروع میشد و معمولاً تا ساعت ۶ بعدازظهر تمام میشد. پنجشنبهها، کارگردان آلفرد هیچکاک اصرار داشت که فیلمبرداری زودتر تمام شود. او نمیخواست دیدار هفتگیاش (همراه با همسرش) در رستوران چِیزنز را از دست بدهد.
منابع خبری مختلف بهاشتباه گزارش دادهاند که مارلی رنفرو (بدل جنت لی) در نهایت به قتل رسیده است. رنفرو در واقع در سال 2017 هنوز زنده بود. گزارشهای خبری او را با مایرا جونز اشتباه گرفته بودند؛ کسی که مدتی کوتاه بهعنوان جایگزین جنت لی برای بررسی نورپردازی (در آمادهسازی فیلمبرداری یک صحنه) کار کرده بود. جونز در سال 1988 به دست یکی از همسایههایش به قتل رسید.
در رمان، سام لومیس به آسیبشناسی روانی نورمن بیتس پی میبرد و آن را برای لایلا کرین توضیح میدهد. فیلمنامهنویس، جوزف استفانو، تصمیم گرفت این توضیحات را یک روانپزشک واقعی ارائه دهد، نه یک روانشناس آماتور مثل سام. استفانو شخصیت روانپزشک تازه را بر اساس درمانگرانی ساخت که در زندگی واقعی با آنها در ارتباط بود. استفانو بهخاطر رابطه دشوار با مادر خودش در حال درمان بود.
به گفته استیون ربلو، نویسنده کتاب «آلفرد هیچکاک و ساخت روانی»، سر آلفرد هیچکاک از بازی جان گوین (سام لومیس) راضی نبود و او را «چوبخشک» میخواند.
این آخرین فیلم سینمایی سیاهوسفید سر آلفرد هیچکاک بود. فیلمبرداری آن از 30 نوامبر 1959 تا 1 فوریه 1960 انجام شد.
روانی نماد فروپاشی معیارهای سانسور کد هایز در دهه ۱۹۶۰ به شمار میرود. سام لومیس و ماریون کرین بهصورت عاشقانی تصویر شدند که در یک تخت مشترک میخوابیدند و ماریون در لحظات صمیمیتشان سوتین به تن داشت. کد هایز نمایش زوجهای ازدواجنکرده در یک تخت را ممنوع کرده بود. در سال 1968، پس از چند سال اجرای حداقلی، کد هایز لغو شد.
شباهتی میان این فیلم و The Raven (1935) دیده و شنیده میشود. در هر دو فیلم، شخصیت اصلی با یک پرندهٔ تاکسیدرمیآوریشده نشان داده میشود و میگوید «این بیشتر از یک سرگرمی است».
در فیلم، خانهٔ اصلی خانوادهٔ بیتس بر اساس نقاشی «House by the Railroad» (1925) اثر ادوارد هاپر طراحی شد. کاریکاتوریست چارلز آدامز (1912 - 1988) هم از همین نقاشی بهعنوان منبعی برای کشیدن عمارت آدامز در کمیک استریپ «خانوادهٔ آدامز» (1938-1964) استفاده کرده بود.
تریلر اصلی فیلم «روانی» جنت لی را به هیچ شکلی نشان نمیداد، چون او دیگر برای فیلمبرداری در دسترس نبود. بهجای او از ورا مایلز استفاده کردند که کلاهگیس بلوندی برای شبیه شدن به لی به سر گذاشت.
دوربینی که برای ثبت زاویهٔ دید نورمن هنگام تماشای ماریون از سوراخ دیدزن استفاده شد، به ماسکی دایرهای روی لنز نیاز داشت.
آربوگاست، شخصیت مارتین بالسام، دیالوگهای زیادی دارد که به معانی دوگانه اشاره میکنند: «او با آن پیچ و مهرهها آنجا نیست»، «مشکلی نداری قبل از اینکه خودت را متعهد کنی عکس را نگاه کنی؟»، «همانطور که گفتی، عادتهای قدیمی بهسختی ترک میشوند»، «تصادفاً او مبدل نبود؟» هر یک از این دیالوگها به بخشی از پیرنگ اشاره دارد.
غرق شدن ماشین ماریون در باتلاق در واقع همانطور که بیشتر مردم حدس میزدند انجام شد: یک بالابر هیدرولیکی بزرگ در دریاچهای کوچک در پشتلوکیشن یونیورسال زیر آب قرار گرفت تا خودرو بتواند فرودش را در عمقهای مختلف شروع و متوقف کند.
پارامونت پیکچرز بودجهٔ بسیار کمی در اختیار سر آلفرد هیچکاک گذاشت، چون از منبع اقتباس خوشش نمیآمد. همچنین بیشتر درآمد گیشه را به هیچکاک واگذار کرد، چون فکر میکرد فیلم شکست میخورد. وقتی فیلم به موفقیتی غیرمنتظره تبدیل شد، هیچکاک ثروتی به هم زد.
آنتونی پرکینز اولین انتخاب سر آلفرد هیچکاک برای نقش نورمن بیتس بود، پس از اینکه بازی او را در Friendly Persuasion (1956) دید.
سر آلفرد هیچکاک پس از دیدن بازی جنت لی در نشانی از شر (1958) خواست او را برای نقش انتخاب کند.
سر آلفرد هیچکاک از طراح گرافیک سائول باس خواست راهی پیدا کند تا خانه ترسناکتر به نظر برسد. اما هر تلاش سائول باس برای تغییر ظاهر خانه بینتیجه ماند. سرانجام دست کشید و امتحان کرد خانه را در شب با ابرهای مهتابی احاطه کند که بهطور غیرعادی حرکت میکردند و به خانه سایهای وهمآلود و ظاهری شوم میدادند. این کار به صحنههای بعدی داخل خانه، مثل بالا رفتن آرام آربوگاست از پلهها، حس شومی از پیشبینی بدبختی داد.
اتاق پذیرایی نورمن پر از پرندههای تاکسیدرمیآوریشده است که چندتایشان با خرد یا هوش مرتبطاند، از جمله یک جغد و یک کلاغ. کمتر به چشم میآید یک هدهد، پرندهای چشمگیر و راهراه بومی اوراسیا و آفریقا، که نورمن در بخش آرام گفتوگویش با ماریون دستش را روی آن میگذارد. هدهدها در فولکلور خاورمیانه و آفریقا رایجاند و مثل جغدها نماد خردمندی شناخته میشوند. از سوی دیگر، قرقاولهایی مثل آن یکی که در همان صحنه پشت سرش است، نسبتاً احمق به حساب میآیند، که به طبیعت دوگانهٔ شخصیت نورمن اشاره دارد. با توجه به نقش مکرر پرندهها در سراسر فیلم، این ظاهراً عمدی است.
در صحنههای بعد از پاکسازی حمام، نورمن چکمههای صحرایی کلارکس را میپوشد که آن زمان بسیار مد روز بود؛ این کفش افسانهای هنوز هم در سال 2023 بر پای مدگراها دیده میشود.
هنگام اکران اولیهٔ «روانی»، جنت لی و آنتونی پرکینز، بازیگران اصلی، اجازه نداشتند در هیچ مصاحبهای در «تلویزیون، رادیو و مطبوعات» حاضر شوند؛ آلفرد هیچکاک میترسید که آنها راز داستان را برای مردم فاش کنند.
گروه بازیگران و عوامل در نخستین روز کار، دست راستشان را بالا بردند و سوگند خوردند که حتی یک کلمه از داستان را لو ندهند. سر آلفرد هیچکاک همچنین بخش پایانی فیلمنامه را تا زمان فیلمبرداری از بازیگرانش پنهان نگه داشت.
فلیشیا فار، کارولین جونز، کارولین کورنی و الینور پارکر برای نقش لایلا کریْن در نظر گرفته شده بودند.
سر آلفرد هیچکاک آنقدر میخواست این فیلم را بسازد که دستمزد معمول 250,000 دلاریاش را کنار گذاشت و در عوض 60 درصد از فروش فیلم را خواست. پارامونت پیکچرز که باور داشت فیلم در گیشه شکست میخورد، موافقت کرد. درآمد شخصی او از این فیلم از 15 میلیون دلار فراتر رفت. با احتساب تورم، این مبلغ در دلار سال 2026 معادل بیش از 168 میلیون دلار میشود.
هیچکاک در طول سالها اعتراف کرد که حتی با تیرهترین و آشفتهترین فیلمهایش مثل «روانی» و «مارنی» هنوز از تأثیری که بر تماشاگران میگذاشتند کیف میکرد و اغلب «روانی» را نوعی کمدی شوخطبعانه میدانست. نمونهٔ گویایش جایی است که صدای مادر نورمن حاضر نمیشود به ماندن در «انبار میوه» تن بدهد، نه «زیرزمین»؛ شیطنت ظریفی که استفانو در فیلمنامه درآورد تا هم این تصور را تقویت کند که چیزها آنجا «نگهداری» میشوند و هم به این اشاره کند که واژهٔ «میوه» برای شخصیتهای خلوضع یا نامتعادل به کار میرود.
صحنهٔ مشهور حمام در طول هفت روز فیلمبرداری شد و برای کمتر از سه دقیقه از زمان نمایش، بیش از 70 زاویهٔ دوربین و 50 برش در آن به کار رفت.
سر آلفرد هیچکاک در بخشی از کمپین تبلیغاتی پیش از اکران فیلم گفت: «شایعه شده که «روانی» آنقدر ترسناک است که بعضیها را از ترس زبانبند میکند. بعضی از مردهای من به امید همین، زنهایشان را به یک نمایش فرستادند. زنها بهشدت شوکه بیرون آمدند، اما همچنان با صدای بلند حرف میزدند.»
در فیلم معلوم میشود که نورمن بیتس اسباببازیهای کودکی و عروسکهای پولیشیاش را در اتاق خوابش نگه داشته است. این را نشانهٔ بیمیلی یا ناتوانی نورمن در جدا شدن از گذشته میدانند. او تمام زندگیاش را وقف زنده نگه داشتن گذشته کرده است.
در صحنهای که روانپزشک در حال توضیح روان نورمن بیتس است، پشت سر او روی کابینت پروندهها جعبهٔ چوبی با نشان GW دیده میشود؛ همان جعبهٔ چوبی ساجِ ایندکس پروندهٔ گلوب ورنیکه که آن زمان در دفترها پرطرفدار بود و امروز از اقلام کلکسیونی به شمار میرود.
در دههٔ 80، پارک تفریحی یونیورسال در اورلاندو نمایشگاهی به فیلمهای هیچکاک اختصاص داشت، از جمله ماکت صحنهٔ حمام «روانی» که نشان میداد آن صحنه چطور فیلمبرداری شده است. همچنین در خروجی این جاذبه، یک فروشگاه سوغات با محصولات جانبی هیچکاک بود که از جمله چیزهایش کبریتهایی با نوشتهٔ «متل بیتس، فِروِیل، کالیفرنیا» به چشم میخورد.
جملهٔ «داغ مثل شیر تازه!» که اوایل فیلم شنیده میشود یعنی دسامبر در فینیکس واقعاً گرم بوده است. دمای شیر تازه، مستقیم از پستان گاو، حدود 101.5 درجهٔ فارنهایت است.
این فیلم در پایان قرارداد هفتسالهٔ جنت لی با پارامونت پیکچرز ساخته شد؛ قراردادی که او در 1953 امضا کرده بود. او یک فیلم دیگر به آنها بدهکار بود تا شرایط قرارداد fulfilled شود و «روانی» فیلمی بود که به او پیشنهاد دادند. او پذیرفت در ازای یکچهارم دستمزد معمولش در فیلم بازی کند و تنها 25,000 دلار گرفت.
این فیلم تا حد زیادی ساخته شد چون سر آلفرد هیچکاک از فیلمهای پرخرج و پرستارهای که اخیراً میساخت خسته شده بود و میخواست سبک کارآمدتر و کمهزینهتر فیلمسازی تلویزیونی را بیازماید. او در نهایت گروهی را به کار گرفت که بیشترشان از تلویزیون میآمدند و بازیگرانی کمتر شناختهشدهتر از همیشه استخدام کرد. بهطور مشخص، «سرگیجه» (1958) که بعدها شاهکار خوانده شد، آن زمان یک شکست پرخرج و بیش از حد گران تلقی میشد. و «شمال از شمال غربی» (1959) هرچند شاهکار خوانده شد و موفق بود، تولیدی عظیم و بسیار زمانبر و گران بود. پس هیچکاک تصمیم گرفت برای فیلم بعدیاش همهچیز را کوچکتر کند. همچنین در همان دوره، رقیبش آنری-ژرژ کلوزو، کارگردان موج نوی فرانسه و فیلم نوآر، با کلاسیک «بدکاران» (1955) به هدف زد و به موفقیتی بزرگ در گیشه و نزد منتقدان رسید. همهٔ منتقدان گفتند کلوزو از هیچکاک هم هیچکاکتر شده و این رویاروییای بود که هیچکاک نمیتوانست از آن شانه خالی کند. «بدکاران» فیلمی مستقل، کوچک، خشن و سیاهوسفید بود، پس هیچکاک تصمیم گرفت از «بدکاران» هم پیشی بگیرد و پروژهٔ کوچک، خشن و سیاهوسفید خودش را کارگردانی کرد — که همان «روانی» بود.
مارتین بالسام، بازیگر کهنهکار نقشهای مکمل که نقش آربوگاست را بازی میکند، هرگز در فیلم دیگری از هیچکاک ظاهر نمیشود. اما در دو قسمت از مجموعهٔ تلویزیونی «آلفرد هیچکاک تقدیم میکند» که بلافاصله بعد از «روانی» آمد بازی میکند. همچنین در یکی از تستهای بازیگری تیپی هدرن برای «پرندگان»، فیلم بعدی هیچکاک، دیده میشود.
ماشینی که ماریون میخرد یک فورد کاستوم 300 سدان 4 در مدل 1957 است.
صحنهای که ورا مایلز در آن اتاق مادر نورمن را میکاود، بخشی جدانشدنی از افسانهٔ «روانی» است. اد گین، قاتل واقعی که رمان رابرت بلوک از او الهام گرفته بود، اتاق مادرش را دقیقاً همانطور که هنگام مرگ ترکش کرده بود، دستنخورده نگه داشته بود. در مورد اد، درِ آن اتاق هم قفل و مهروموم شده بود و اجازه نداشت حتی برادرش آن را دوباره باز کند.
در رمان، سام لومیس پس از از دست دادن مری کرین، خواهر لایلا، عاشق لایلا کرین میشود. آلفرد هیچکاک تصمیم گرفت این زیرداستان عاشقانه را از فیلم حذف کند، چون تمرکز تماشاگر را از معما و قتل میگرفت. جوزف استفانو، فیلمنامهنویس، هم از این زیرداستان خوشش نمیآمد، چون به نظرش عشق سام «ارزان» میآمد.
صحنهٔ ضربههای چاقو، از لحظهٔ ورود مادر تا خروجش، ۲۳ ثانیه است.
سر آلفرد هیچکاک برای اینکه تماشاگران پیچ داستان فیلم را پیش از دیدنش لو ندهند، تا جایی که میتوانست نسخههای رمان رابرت بلوک را که فیلم از آن اقتباس شده بود خرید و جمع کرد.
در حال حاضر (۲۰۱۹) قدیمیترین فیلمی است که در اکران درجهٔ R دارد؛ فیلمی که ۸ سال پیش از شکلگیری نظام درجهبندی MPAA در سال ۱۹۶۸ اکران شده بود.
جان گوین همان سال در این فیلم و در اسپارتاکوس (۱۹۶۰) بازی کرد؛ یعنی با جنت لی و همسر آن زمانش، تونی کورتیس، همبازی شد.
وقتی سر آلفرد هیچکاک به دلیل بیماری سر صحنه نبود، گروه صحنهٔ حضور آربوگاست در خانه و بالا رفتنش از پلهها را فیلمبرداری کردند. هیچکاک که آن تصاویر را دید، از عوامل مسئول تعریف کرد اما گفت باید دوباره فیلمبرداری شود؛ چون در نسخهٔ آنها طوری به نظر میرسید که آربوگاست برای ارتکاب قتل از پلهها بالا میرود. هیچکاک آن صحنه را دوباره فیلمبرداری کرد.
اگر سر آلفرد هیچکاک فیلمبردار همیشگیاش، رابرت برکس، را استخدام میکرد، بودجهٔ فیلم از کنترل خارج میشد؛ به همین دلیل جان ال. راسل، فیلمبردار تلویزیون، این کار را بر عهده گرفت.
جوزف استفانو هنگام نوشتن فیلمنامه در جلسات رواندرمانی بود و روی رابطهاش با مادر خودش کار میکرد.
در طول فیلمبرداری، این فیلم را «پروژهٔ ۹۴۰۱» یا «ویمپی» مینامیدند. نام دوم از رکس ویمپی، فیلمبردار واحد دوم، میآمد که روی تختهٔ کلاکت و برگههای تولید و بعضی عکسهای پشت صحنهٔ فیلم دیده میشد.
نخستین ایستگاه تلویزیونی آمریکایی که این فیلم را پخش کرد، WABC-TV (کانال ۷) در نیویورک بود، در مجموعهٔ فیلمهای آخر شبش با نام «بهترینهای برادوی» در ۲۴ ژوئن ۱۹۶۷.
رابرت بلوک، رماننویس، ایدهٔ قاتلی را که «در انزوا با مادری متعصب و مذهبی زندگی میکند» خودش به ذهنش رساند. او فقط اشارهای مبهم به اد گین (۱۹۰۶-۱۹۸۴)، قاتل و جسدربای واقعی، در یکی از فصلهای آخر رمان «روانی» آورد، بدون آنکه زندگی گین را مطالعه کرده باشد. سالها بعد بلوک متوجه شد جزئیات تربیت گین با جزئیات تربیت نورمن بیتس در رمان شباهت نزدیکی دارد. او دربارهٔ شگفتیاش از این تصادف گفت: «شخصیت خیالیای که ساخته بودم، هم در عمل آشکار و هم در انگیزهٔ ظاهری، به اد گین واقعی شبیه بود.»
گفته میشود موسیقی صحنهٔ دوش در فیلم، سازهای زهی را وادار میکند صدای جیغ پرنده را تقلید کنند تا با تصاویر پرنده که در فیلم تکرار میشوند همخوان باشد.
در Halloween H20: 20 Years Later (۱۹۹۸)، جنت لی ماشینی از دههٔ ۱۹۵۰ میراند شبیه ماشین ماریون کرین که وقتی رونمایی میشود، بخشی از موسیقی تم روانی پخش میشود. جان کارپنتر، کارگردان، در ساخت Halloween (۱۹۷۸) از روانی الهام گرفته بود و وقتی جیمی لی کرتیس، دختر لی، برای نقش تست داد و انتخاب شد، بسیار هیجانزده شد. لی نقش منشی کرتیس را بازی کرد. تصادفی (یا شاید نه چندان تصادفی) نام شخصیت لی در H20 «نورما» است.
صفحهای که روی گرامافون نورمن است، ارئیکای بتهوون است. این اثر در ابتدا به ناپلئون تقدیم شده بود، اما وقتی ناپلئون اعلام کرد که به جای جمهوری، امپراتور است، بتهوون احساس خیانت کرد و با خشم تقدیمنامه را از دستنوشتهاش پاک کرد. شاید بتوان تصور کرد که نورمن ازدواج دوبارهٔ مادرش و توجه او به شوهرش را بدترین نوع خیانت میدانست.
هیلتون ای. گرین، دستیار کارگردان، از ۱۴۰ لوکیشن مختلف عکس گرفت تا بعداً در استودیو بازسازی شوند؛ از جمله دفاتر املاک و خانههای شخصی، مثل جایی که ماریون کرین در آن کار میکرد یا زندگی میکرد.
سر آلفرد هیچکاک از فیلمهای پرزرقوبرق ویلیام کستل خیلی خوشش میآمد؛ این فیلم در واقع ادای دینی به همانها بود، چون پیچشی غیرمنتظره در داستان دارد که هیچکاک در تریلرهای «پیچیدهترش» تقریباً هیچوقت به کار نمیبرد.
در 8 فوریهٔ 1960، دقیقاً یک هفته پس از پایان کار این فیلم، سر آلفرد هیچکاک قسمت بیستوهفتم از فصل اول سریال Startime (1959) با عنوان «حادثهای در یک گوشه» را کارگردانی کرد که ورا مایلز و بسیاری از عوامل همین فیلم هم در آن حضور داشتند.
نمای پایانی صحنهٔ مشهور حمام، نمای بسیار بستهای از چشم پلکنزننشدهٔ ماریون کرین بود. این صحنه برای جنت لی سخت بود، چون آب دوش مدام به چشمش میخورد و پلکش بیاختیار میزد. برای فیلمبردار هم دشوار بود، چون از او خواسته بودند همزمان با حرکت دادن دوربین، فوکوس را دستی تنظیم کند. آلفرد هیچکاک ناچار شد این صحنه را چند بار دوباره بگیرد.
شایعه بود که موسیقی صحنهٔ حمام با تقویت الکترونیکی ساخته شده؛ برنارد هرمان این شایعه را رد کرد و گفت فقط میکروفونها را به سازها نزدیکتر گذاشته تا صدایی خشنتر به دست آورد.
هیچکاک برای تأکید بر انزوا و جدایی نورمن از دنیا، زندگی او را بدون هیچ ارتباطی با بیرون نشان میدهد: نه تلویزیونی، نه رادیویی، نه فیلمی و حتی نه صفحهای پخش میشود.
بودجهبندی فیلم چنان دقیق بود که کل هزینهٔ تولید در آن زمان فقط کمی کمتر از 807,000 دلار شد (9,048,844 دلار در سال 2026). در مقایسه، 1.5 ساعت (3 قسمت) از برنامهٔ نیمساعتهٔ تلویزیونی هیچکاک در آن روزگار 387,000 دلار هزینه داشت (4,339,408 دلار در سال 2026)، یعنی کمی کمتر از نصف هزینهٔ فیلم.
کیم استنلی، چهرهٔ نامدار اکتورز استودیو، نقش لایلا به او پیشنهاد شد، اما به دلیل تردیدهای شخصی دربارهٔ کار با آنتونی پرکینز آن را نپذیرفت.
خانهٔ بیتس، هرچند از مکان اولیهاش جابهجا شده، هنوز در لوکیشن یونیورسال قرار دارد. متل هم بازسازی شده و از ایستگاههای همیشگی تور ترام یونیورسال استودیوز است.
خانهٔ اصلی بیتس، چنانکه مشهور است، از خانهٔ تابلوی «خانهای کنار راهآهن» (1925) اثر ادوارد هاپر الگو گرفته شده. این تابلو عمارتی واقعی در هاورسترو، نیویورک را نشان میدهد. سبک معماری خانه، امپراتوری دوم بود؛ سبکی فرانسوی که ابتدا برای بازسازی پاریس در دورهٔ ناپلئون سوم شکل گرفت و از حدود 1865 تا 1900 در آمریکا و کانادا رواج یافت.
تونی کرتیس، همسر آن زمان جنت لی، در زندگینامهاش ادعا کرد که موفقیت فیلم و این که تنها چیزی که همه میخواستند دربارهاش با او حرف بزنند صحنه دوش بود، همسرش را به مشروبخواری کشاند و در نهایت به فروپاشی روحی او و طلاقشان انجامید.
آلفرد هیچکاک با این که فیلمبرداری بخشهای مختلف و صحنههای فرعی را به دستیاران میسپرد، اصرار داشت صحنهٔ حمام را خودش کارگردانی کند. به گفتهٔ جنت لی: «هفت روز در آن حمام بودم و باور کنید آلفرد هیچکاک پای هر یک از آن هفتاد و چند نما کنار دوربینش بود.»
فیلمبرداری در 1 فوریهٔ 1960، با 9 روز تأخیر، تمام شد. تدوین خام تا آوریل آماده بود و در این مرحله سر آلفرد هیچکاک مطمئن بود «آزمایشش» شکست خورده است. آماده بود فیلم را تا حد یک قسمت تلویزیونی کوتاه کند، اما آن را به برنارد هرمان سپرد تا موسیقی بسازد. وقتی فیلم کامل را با موسیقی دید، بسیار راضی شد.
این آخرین فیلمی بود که سر آلفرد هیچکاک برای پارامونت پیکچرز ساخت. او برای پرهیز از دخالت مدیران استودیو، آن را در لوکیشن یونیورسال پیکچرز فیلمبرداری کرد، جایی که دفترش را برای تهیهٔ «آلفرد هیچکاک تقدیم میکند» (1955) از قبل به آنجا منتقل کرده بود. یونیورسال پیکچرز بعدها حق پخش فیلم را هم به دست آورد، هرچند لوگوی پارامونت پیکچرز هنوز روی فیلم است.
فرانسوا تروفو که از طرفداران این فیلم بود، در مصاحبههای معروفش با سر آلفرد هیچکاک گفت صحنههای مربوط به کلانتر ناامیدکنندهاند. هیچکاک پاسخ داد: «مداخلهٔ کلانتر زیر همان عنوانی میگنجد که بارها دربارهاش حرف زدهایم: "چرا سراغ پلیس نمیروند؟" من همیشه جواب دادهام: "سراغ پلیس نمیروند چون خستهکننده است." اینجا نمونهٔ کاملی است از آنچه وقتی سراغ پلیس میروند اتفاق میافتد».","why":"grammar
در صحنهای که لایلا کرین طبقهٔ بالای خانهٔ بیتس را میکاود، کتابی بیعنوان را در اتاق خواب نورمن بیتس باز میکند. هیچکاک در اصل در نظر داشت او را در حال ورق زدن عکسهای قبایل بومی نیمهبرهنهٔ آفریقا ببیند، از آنها که ممکن است در مجلهٔ نشنال جئوگرافیک چاپ شود؛ اما سانسورچیهای استودیو در آن زمان اجازه ندادند.","why":"name
قرار نبود داستان فیلم در کریسمس بگذرد؛ اما وقتی کارگردان تزئینات خیابانی کریسمس را در پسزمینهٔ صحنهای دید که رئیس ماریون او را در ماشینش میبیند، با اکراه زمان وقوع داستان را به تعطیلات کریسمس منتقل کرد.","why":"meaning
بخشهایی از خانه با استفاده از چند بخش از دکورهای آماده ساخته شد، از جمله برجی از خانهٔ فیلم هاروی (1950). این خانه گرانترین دکور فیلم بود، اما فقط ۱۵ هزار دلار خرج برداشت.","why":"number
در مجموع چهار بازیگر برای صداپیشگی شخصیت نورمن بیتس به کار گرفته شدند. صدای او در زمانهای مختلف توسط ژانت نولان، ویرجینیا گرگ و پل جاسمین اجرا شد، علاوه بر خود آنتونی پرکینز. پل جاسمین دوست آنتونی پرکینز بود و پرکینز او را به هیچکاک توصیه کرد تا یکی از صداهای این شخصیت را اجرا کند. حتی صدای خود آنتونی پرکینز هم گاهی بهصورت الکترونیکی تغییر داده میشد. هیچکاک از این صداهای متعدد برای ایجاد حس ناآرامی، ابهام و ترس استفاده میکرد تا روشن نباشد که آیا صدا واقعاً موجودیتی جداست یا فقط تجلی روان ازهمگسیختهٔ نورمن است، و مرز میان نورمن و مادرش را محو میکرد. (ضمناً جان مکاینتایر، همسر واقعی ژانت نولان، نقش کلانتر آل چمبرز را در فیلم بازی میکرد.)","why":"name
سر آلفرد هیچکاک حتی صندلی کارگردانیای داشت که پشتش «خانم بیتس» نوشته شده بود و در تمام مدت فیلمبرداری بهشکل برجسته در صحنه گذاشته و نمایش داده میشد. این کار به معما بودن این نکته دامن میزد که چه بازیگری نقش خانم بیتس را بازی میکند.","why":"grammar
گفته میشود گروه سانسورچیهایی که مسئول اجرای استانداردهای صنعت روی روانی بودند، اختلاف نظر پیدا کردند. آنها نمیتوانستند تصمیم بگیرند که آیا سینههای جنت لی دیده میشود (و بنابراین طبق آییننامهٔ هیز ممنوع است) یا بهاندازهٔ کافی پوشیده است (و بنابراین طبق آییننامهٔ هیز مجاز است). آلفرد هیچکاک از اختلاف نظر آنها استفاده کرد تا هیچ صحنهای را که در غیر این صورت بر سینهٔ لی تأکید داشت، حذف نکند.","why":"grammar
در هر سینمایی که این فیلم را نمایش میداد، مقوایی از سر آلفرد هیچکاک در لابی نصب میشد که به ساعت مچیاش اشاره میکرد و یادداشتی داشت با این مضمون: «به مدیر این سینما دستور داده شده است که به خطر جانش، پس از شروع فیلم هیچکس را به سینما راه ندهد. هر تلاش جعلی برای ورود از درهای کناری، پلههای فرار یا دریچههای تهویه با زور پاسخ داده خواهد شد. هدف اصلی این سیاست فوقالعاده، البته، کمک به شماست تا بیشتر از روانی لذت ببرید. آلفرد هیچکاک»","why":"grammar
در صحنهای که روانپزشک دربارهٔ نورمن توضیح میدهد، تقویم روی دیوار عدد 17 را نشان میدهد، در حالی که باید 20 باشد.","why":"number
در رمان رابرت بلوک، نورمن بیتز کوتاهقد، چاق، میانسال و بسیار غیردوستداشتنی است. این آلفرد هیچکاک بود که تصمیم گرفت او را جوان، خوشقیافه و همدلیبرانگیز نشان دهد. نورمن در رمان شخصیت اصلیتری هم هست. داستان با دعوای نورمن و مادر شروع میشود، نه با دنبال کردن ماریون از ابتدا.
به گزارش وبسایت «The Psycho Movies»، آنتونی پرکینز هنگام فیلمبرداری صحنهی دوش حاضر نبود؛ زمانی که پرکینز در نیویورک مشغول تمرین یک نمایش برادوی بود، یک بدلکار نقش مادر را بازی کرد.
در صحنهای که آربوگاست ابتدا از نورمن بازجویی میکند، آلفرد هیچکاک مارتین بالسام و آنتونی پرکینز را تشویق کرد دیالوگهایشان را روی هم بیندازند تا طبیعیتر به نظر برسد. این صحنه آنقدر خوب از آب درآمد که گروه پس از پایانش بیاختیار دست زدند.
جنت لی گفته است که سر آلفرد هیچکاک هنگام انتخاب او برای نقش، این شرطها را برایش گذاشت: «تو را استخدام کردم چون بازیگری. فقط در سه حالت کارگردانیات میکنم: الف: اگر بخواهی بیشتر از سهمت از کیک را برداری، ب: اگر کمتر از سهمت برداری، یا ج: اگر در ایجاد حرکت بهموقع و لازم مشکل داشته باشی.»
روانی هم در دیالوگها و هم در تصاویر، ارجاعات مکرری به پرندگان دارد. نام خانوادگی ماریون و لایلا کرین است (مثل پرندهای به همین نام) و آنها در فینیکس زندگی میکنند (شهری به نام پرنده ققنوس). سرگرمی نورمن بیتز تاکسیدرمی پرندگان است و عادت غذایی ماریون را به پرنده تشبیه میکند. در اتاق متل هم تصاویری از پرندگان وجود دارد.
روانی در فینیکس، آریزونا (جایی واقعی) شروع میشود و در فیرویل، کالیفرنیا (جایی غیرواقعی) پایان مییابد.
رابرت بلوک (خالق نورمن بیتز) میخواست این شخصیت در نظر اطرافیانش فراتر از هر سوءظنی باشد. او شخصیت را بر این ایده بنا کرد (به گفته خودش) «که مرد همسایه ممکن است هیولایی باشد که حتی در دنیای کوچک و پرحرف و حدیث زندگی شهرستانی هم کسی به آن شک نمیکند».
گفته میشود مارلی رنفرو (۱۹۳۸-)، دختر نمایش، به عنوان بدل جنت لی برای صحنه دوش این فیلم استخدام شد. میزان مشارکت او مشخص نیست. رنفرو در مستندی در سال ۲۰۱۷ به عنوان یکی از آخرین بازماندگان بازیگران روانی مصاحبه کرد.
ظاهر عمارت بلند و عمودی روی تپه در تقابل با متل کوتاه و طویل، انتخابی آگاهانه در ترکیببندی بود. با این حال آلفرد هیچکاک گفت قصدش ایجاد فضایی مرموز با آن خانه بزرگ گوتیک نبوده، بلکه بازسازی معماری قدیمیتری بوده که در لوکیشن داستان در شمال کالیفرنیا وجود داشت.
هیلتون ای. گرین، دستیار کارگردان، و سال بس، طراح استوریبورد، در ابتدا صحنهٔ بالا رفتن آربوگاست از پلههای خانهٔ بیتس را فیلمبرداری کرده بودند، اما آلفرد هیچکاک صحنهٔ آنها را کنار گذاشت و دوباره فیلمبرداری کرد، چون به نظرش نسخهٔ آنها با نقش این شخصیت در داستان جور درنمیآمد؛ آنها آربوگاست را آدمی بیگناه نشان نداده بودند، بلکه مزاحمی شوم و تهدیدآمیز.
نمونهای از جادوی تدوین: وقتی ورا مایلز در راه بالا رفتن از تپه به سمت خانهٔ بیتس میایستد، میان او که در لوکیشن بیرونی ایستاده و ماکت استودیویی ایوان جلوی خانهٔ بیتس که به آن نزدیک میشود، هفت برش جداگانه وجود دارد.
سر آلفرد هیچکاک و جان ال. راسل، مدیر فیلمبرداری، مرتب از دو دوربین استفاده میکردند تا بیشتر نماهای این فیلم را بگیرند، بهجای اینکه برای زوایای مختلف دوربین را جابهجا کنند؛ کاری که در تلویزیون رایج است، اما در فیلمهای سینمایی کم پیش میآید.
سر آلفرد هیچکاک در ابتدا از فیلم ناامید شد؛ حتی سکانس دوش را نپسندید و فکر میکرد فیلم سر از اکران دونفرهٔ سالنهای درایو-این با بودجهٔ کم درمیآورد. به گفتهٔ برنارد هرمان، هیچکاک به فکر تدوین فیلم برای پخش در برنامهٔ تلویزیونیاش بود. هیچکاک برای سکانس دوش موسیقی در نظر نداشت، اما هرمان به هر حال آن را ساخت و هیچکاک پس از دیدن فیلم با موسیقی، از جمله سکانس دوش، فهمید که فیلم جواب میدهد.
تابلویی که نورمن بیتس برمیدارد تا ماریون را هنگام درآوردن لباسهایش در دستشویی تماشا کند، «سوزانا و پیران» (۱۶۹۱) اثر ویلم فان میریس است و از مجموعهٔ هنری خود آلفرد هیچکاک بود.
سر آلفرد هیچکاک در ابتدا میخواست سکانس آغازین با زوماین از بالای خیابانها، از پنجرهای باز و به داخل اتاق خوابی باشد که ماریون و سام قرار بعدازظهرشان را در آن دارند، اما آن زمان فناوری چنین کاری وجود نداشت؛ چیزی که گاس ون سنت توانست در بازسازی ۱۹۹۸ خود، که بهجز این نکته تدبیر درستی نداشت، حلش کند.
دانستنیهایی که داستان را لو میدهند
نمایش (اسپویلر)
با وجود شهرتش در ساختن رابطههای کاری طولانی با بازیگران زن اصلی فیلمهایش، سر آلفرد هیچکاک پس از دیدن واکنش تماشاگران به این فیلم، با اکراه به جنت لی گفت دیگر هرگز نمیتوانند با هم کار کنند، چون او همیشه با مرگ ماریون کرین بر پرده به یاد آورده میشود.
نمایش (اسپویلر)
سر آلفرد هیچکاک برای سنجیدن میزان ترسناک بودن جسد مادر، آن را در اتاق گریم جنت لی گذاشت و گوش داد ببیند وقتی او جسد را پیدا میکند چقدر بلند جیغ میکشد.
نمایش (اسپویلر)
بخشی از مؤخرهٔ فیلم شرح مفصلی از توهمات و اختلالات روانی نورمن بیتس است. یکی از آنها فقط تلویحاً گفته میشود و با صدا توصیف نمیشود: هر وقت جنبهٔ مردانهاش به زنی کشش جنسی پیدا میکند، جنبهٔ زنانهاش آن زن را میکشد. در واقع نورمن بیش از یک دهه است که امیال جنسی خودش را سرکوب میکند و هر شریک جنسی یا عاطفی بالقوهای را از سر راه برمیدارد؛ به همین دلیل آشنایانش او را «گوشهنشین» توصیف میکنند. نتیجهٔ نهایی، تجردی است که خودش بر خودش تحمیل کرده.
نمایش (اسپویلر)
در دقیقهٔ ۰۰:۴۸ وقتی ماریون به نورمن میگوید نگران بوده که «مادر» به او آسیبی بزند، نورمن جواب میدهد «اما او بیآزار است، بهآزاری این پرندههای تاکسیدرمیآری»؛ اشارهای به وضعیت واقعی مادر.
نمایش (اسپویلر)
در ثانیههای آخر زوماوت آرام از سر بیجان ماریون که روی کف دستشویی افتاده، گلویش در اثر یک بلع غیرارادی تکان میخورد و این ادعای رایج را که برای این نما از فریز فریم یا عکس استفاده شده رد میکند. در لحظهٔ بعد جنت لی پلک میزند و برای پوشاندن این اشتباه، نمایی از سر دوش جاگذاری شد. این کار نمای پیوستهای را که قرار بود گرفته شود از هم میگسلد: زوماوت از صورت ماریون، چرخش دوربین به سمت کاغذی که پول در آن پنهان است و بعد چرخش به سمت خانهٔ بیتس با نورمن که از پلهها پایین میآید. با سختی ترکیب بیدرز این سه دکور مختلف، این صحنه هرگز با موفقیت دوباره فیلمبرداری نشد.
نمایش (اسپویلر)
نمای فرو رفتن چاقو در شکم ماریون با این ترفند ساخته شد که چاقو را طوری به بدنش میفشردند که پوست کمی فرورفته شود، بعد سریع عقب میکشیدند و همان نما را برعکس پخش میکردند.
نمایش (اسپویلر)
تیتراژ مشهور سائول بَس، با آن نوارهای خاکستری که نام کارگردان و بازیگران اصلی فیلم را تکهتکه میکند، بهشدت به قتلهای خشن با چاقو اشاره دارد و همچنین از شخصیت دوگانهٔ قاتل خبر میدهد.
نمایش (اسپویلر)
اینکه متل پس از جابهجایی از جادهٔ اصلی جدا افتاد و در نتیجه شمار مهمانانش کم شد، نقشی حیاتی در داستان دارد. کلانتر میگوید خانم بیتس ده سال پیش در خانهاش کشته شده، خانهای که به گفتهٔ نورمن فقط ۱۵ مایل با شهر فاصله دارد. اگر از آن زمان مهمانان بیشتری به متل میآمدند، اهالی شهر حتماً از آنها میشنیدند که خانم بیتس هنوز زنده است.
نمایش (اسپویلر)
سر آلفرد هیچکاک چند نامه از چشمپزشکان دریافت کرد که توجهشان جلب شده بود مردمک چشم جنت لی در نمای بسیار درشت پس از مرگ شخصیتش هنوز جمع بود، در حالی که مردمک چشم جنازهٔ واقعی پس از مرگ گشاد میشود. آنها به هیچکاک گفتند با قطرهٔ بلادونا میتواند جلوهٔ درست چشم مرده را بسازد و هیچکاک هم در همهٔ فیلمهای بعدیاش همین کار را کرد.
نمایش (اسپویلر)
با اینکه تمام فیلم سیاهوسفید است، چند بیننده خون «قرمز» را که در چاهک حمام میچرخید بهروشنی و با جزئیات به یاد میآورند. واضح است که این نمیتواند درست باشد، نه فقط چون فیلم سیاهوسفید است، بلکه چون آن خون در واقع شربت شکلات بوسکو بود. هرچند در آن زمان فیلمهای سینمایی رنگی ساخته میشدند، خبرهای سینمایی سیاهوسفید پخش میشد. سیاهوسفید فیلمکردن شاید فیلم را کمخونریزتر نشان میداد، اما شاید برای بینندگان آن دوره که به دیدن خبرهای سیاهوسفید عادت داشتند واقعیتر هم به نظر میرسید. شاید هم تصادفی نباشد که در اضطراب بالا (۱۹۷۷) دکتر ریچارد تورندایک (مل بروکس) با یک روزنامهٔ لولهشده «چاقو» میخورد.
نمایش (اسپویلر)
کارگردان گفته است قصدش این بوده که ظاهر مادر نورمن را طوری پنهان کند که شک بیننده برانگیخته نشود؛ به همین دلیل آن دو نمای از بالا در بالای پلهها را گذاشته، اول وقتی که او ظاهراً به آربوگاست حمله میکند و بعد وقتی نورمن او را پایین به زیرزمین میبرد. اینطور بیننده را فریب میدهد که فکر کند او قاتل است، و همینطور در زیرزمین وقتی لایلا برای پنهان شدن از دیدهشدن به آنجا میرود.
نمایش (اسپویلر)
در صحنهٔ دوش، دو فریم کسری از ثانیه هست که چاقو بدن ماریون را لمس میکند.
نمایش (اسپویلر)
مارلی رنفرو، مدل برهنهٔ بینامی که در بخشهایی از سکانس قتل جایگزین جنت لی شد، در همان زمانی که فیلم هنوز روی پرده بود روی جلد شمارهٔ سپتامبر ۱۹۶۰ مجلهٔ پلیبوی رفت؛ و چه بجا که در عکس روی جلد داشت دوش میگرفت.
نمایش (اسپویلر)
به گفتهٔ استیون ربلو، سانسورچیهای دفتر هیز درخواست تغییراتی در صحنهٔ دوش کردند. بعضیشان فکر میکردند برای لحظهای یکی از سینههای جنت لی را دیدهاند. (ربلو تأیید میکند که «قطعاً یکی دو فریم هست که سینه و نوک سینهٔ برهنه دیده میشود.») سر آلفرد هیچکاک چند روز صبر کرد و فیلم را بدون هیچ تغییری پس فرستاد و این بار از بازبینی سانسورچیها گذشت. در آن «یکی دو فریم» مورد بحث، سر ماریون از دوربین برگشته است و معلوم نیست آن سینه مال لی باشد. لی اصرار داشت: «در تمام آن صحنهٔ دوش خودم بودم، جز زمانی که جسد را در پردهٔ حمام میپیچد.» اما رابرت گریاسمیت میگوید بدل لی، مارلی رنفرو، در بعضی نماهای صحنهٔ دوش هم به کار رفته است.
نمایش (اسپویلر)
صحنهٔ دوش در فیلمنامه در ابتدا طوری نوشته شده بود که فقط دست چاقوبهدست قاتل دیده شود. سر آلفرد هیچکاک به سال باس که استوریبورد این سکانس را میکشید، چند زاویه پیشنهاد داد تا توصیف جوزف استفانو در فیلمنامه را محقق کند: «حسی از فرود آمدن چاقو، انگار که پرده را میدرد و فیلم را پاره میکند.»
نمایش (اسپویلر)
صحنهٔ دوش بیش از 90 برش دارد و آنتونی پرکینز اصلاً در آن حضور نداشت. برخلاف باور رایج، دلیلش تداخل برنامهٔ پرکینز برای موزیکال برادوی «Greenwillow» نبود، بلکه تصمیمی آگاهانه از سوی سر آلفرد هیچکاک بود. پرکینز در این باره میگوید: «هیچکاک خیلی نگران بود که اگر در آن صحنه ظاهر شوم، نقش دوگانه و ماهیت نورمن بیتس لو برود. فکر میکنم مسئله شناختهشدن سایهٔ من بود که نسبتاً لاغر و شانهپهن است. همین نگرانش کرده بود.»
نمایش (اسپویلر)
این فیلم پژواکهای زیادی از سرگیجه (1958)، فیلم پیشین سر آلفرد هیچکاک، دارد: سکانسهای طولانی رانندگی آرام در جادههای حومه؛ اشارهٔ متصدی پذیرش به چند کلید روی تختهٔ کلیدها که یعنی اتاقها خالیاند؛ یادداشتی که بازیگر نقش اول زن مینویسد و بعد کاغذ را تکهتکه میکند؛ سکانس ویژهای به طراحی سال باس با نمای بسیار نزدیک از چشم یک زن که بعد دوربین عقب میکشد؛ کشتهشدن بازیگر نقش اول زن تقریباً در نیمهٔ فیلم؛ سرزدن یک کارآگاه و همکار زنش به یک فروشگاه محلی برای تحقیق؛ بالا رفتن کارآگاه از پلهای فرششده تا پاگرد، از نمای بالا، به دنبال زنی که آنجا نیست؛ رونمایی دراماتیک از جسد یک زن؛ و نظر تخصصی یک پزشک دربارهٔ روانپریشیای که بازیگر نقش اول مرد به آن دچار است.
نمایش (اسپویلر)
ساندویچ و شیر، خوردن از پاکت آبنبات ذرت و کرهٔ بادامزمینی و کراکر در آشپزخانه، تنها جاهایی در کل مجموعه است که نورمن را در خانه مشغول آمادهکردن غذایی میبینیم. چون مادرش را در نوجوانی کشته، میتوان فرض کرد هرگز آشپزی یاد نگرفته و نورمن (همراه با تونی پرکینز) 30 سال استخوانی و لاغر مانده است.
نمایش (اسپویلر)
ماریون و نورمن هر دو در ذهنشان مونولوگهای درونی دارند: ماریون در ابتدا تصور میکند آدمهای مختلف دربارهٔ دزدیاش چه میگویند و نورمن در پایان با خودش در قالب شخصیت مادرش حرف میزند.
نمایش (اسپویلر)
صدای مادر نورمن را پاول جاسمین، ویرجینیا گرگ و ژانت نولان اجرا کردند. نولان بخشی از جیغها را وقتی لایلا جسد خانم بیتس را پیدا میکند تأمین کرد. صدای این سه نفر کاملاً با هم میکس شد، بهجز آخرین گفتار که تمامش صدای گرگ است.
نمایش (اسپویلر)
سر خانم بیتس که در پایان این فیلم دیده میشود را سر آلفرد هیچکاک به آنری لانگلوا از سینماتک فرانسه اهدا کرد.
نمایش (اسپویلر)
مارلی رنفرو برای برخی نماها بهعنوان بدلکار جنت لی 400 دلار دستمزد گرفت (بنا بر بعضی گزارشها، او فقط در صحنهٔ پیچیدن جسد ماریون در پردهٔ دوش به کار رفت). هرچند لی سالها میگفت هرگز کسی در صحنهٔ دوش واقعاً برهنه نبوده، در اواخر عمر اعتراف کرد که رنفرو برخی نماها را برهنه بازی کرده است. او در زندگینامهاش هم اشاره میکند که در بعضی صحنهها برهنه بوده، چون لایهٔ پوسترنگ از سینههایش شسته شده بود: «چه کنم؟ ... صحنهای را که تا اینجا موفق بوده خراب کنم و با حجب باشم؟ یا کار را تمام کنم و بیحجب باشم. من بیحجبی را انتخاب کردم.»
نمایش (اسپویلر)
سر آلفرد هیچکاک به سال باس، طراح تیتراژ ابتدایی (که با عنوان «مشاور تصویری» هم در عنوانها آمده)، ۲۰۰۰ دلار (بیش از ۲۲٬۰۰۰ دلار در سال ۲۰۲۶) پرداخت کرد تا برای صحنه کشته شدن آربوگاست روی پلهها استوریبورد بکشد. باس از فیلم هیجانزده بود و از هیچکاک خواست این فرصت را به او بدهد. هیچکاک کار او را کنار گذاشت، چون نماها نشان میدادند پاهای آربوگاست آرامآرام از پلهها بالا میرود و این تماشاگر را برای یک شوک آماده میکرد. هیچکاک میخواست غافلگیرکننده باشد و به همین دلیل آربوگاست را کاملاً طبیعی فیلمبرداری کرد.
نمایش (اسپویلر)
هر بار که نورمن را میبینیم، مثل بازیگرش آنتونی پرکینز چپدست است. اما هر بار که مادر را میبینیم، راستدست است. حتی در صحنه زیرزمین که معلوم میشود نورمن همان مادر است، هنگام حمله به لایلا چاقو در دست راست است.
نمایش (اسپویلر)
بخش قتل کارآگاه آربوگاست، جایی که او تلاش میکند صاف بماند و دوربین سقوطش را از پلهها به عقب دنبال میکند و در همان حال مادر نورمن با چاقو به صورتش میزند، با یک نمای ترکیبی (پروسس شات) ساخته شده است. بازیگر از روبهرو فیلمبرداری شد در حالی که دستهایش را دیوانهوار تکان میداد و تصویری از پایین رفتن سریع از پلهها پشت سرش پروژکتور میشد.
نمایش (اسپویلر)
برنارد هرمان برای صحنه اوج، جایی که معلوم میشود خانم بیتس اسکلت است و نورمن قاتل واقعی، قطعهای نوشته بود. اما به توصیه سر آلفرد هیچکاک، هرمان دوباره از تم صحنه دوش استفاده کرد. نسخه جایگزین را میتوان در آلبوم سال ۱۹۹۷ به رهبری جوئل مکنیلی و اجرای ارکستر ملی سلطنتی اسکاتلند شنید.
نمایش (اسپویلر)
استیون کینگ گفت: «مردم اولین باری را که جنت لی را تجربه کردند به یاد میآورند و هیچ بازسازی یا دنبالهای نمیتواند از آن لحظهای که پرده کنار میرود و چاقو کارش را شروع میکند جلو بزند.»
نمایش (اسپویلر)
سر آلفرد هیچکاک با خبرنگاران شوخی کرد که دیم جودیت اندرسون، که نقش خانم دنورز را در ربهکا (۱۹۴۰) بهیادماندنی بازی کرده بود، نقش خانم بیتس را بازی خواهد کرد. ربهکا (۱۹۴۰) هم تریلر دیگری بود با یک چهره مادر شرور که از آن دنیا همهچیز را میگرداند. در واقع ویرجینیا گرگ بود که در این فیلم و چند دنبالهاش صدای مادر را اجرا کرد.
نمایش (اسپویلر)
در طول فیلمبرداری، آلفرد هیچکاک خواست نسخههای مختلفی از «جسد مادر» ساخته شود. به نظر میرسید نمیتواند تصمیم بگیرد کدام را استفاده کند. جنت لی حدس زد که هیچکاک مطمئن نبود «کدام جسد برای تماشاگر ترسناکتر است».
نمایش (اسپویلر)
جو کانسودین، معشوق نورما، کسی بود که او را راضی کرد متل بیتس را راه بیندازد و پول شروعش را به او داد. نورمن در نهایت هم کانسودین و هم مادرش را میکشد (با ریختن استریکنین در چایشان). بعد، به طعنه، نورمن پس از کشتن کانسودین کسبوکار او را تصاحب میکند و چند سال ادارهاش میکند.
نمایش (اسپویلر)
برای نمای زاویهبالا از بالای پلهها در صحنهٔ قتل آربوگاست و نمای نورمن که «مادر» را به زیرزمین میوه میبرد، دوربین را در قفسی آویزان از ریلهای سقف قرار دادند.
نمایش (اسپویلر)
به دلیل قوانین سانسور آیین هیز، صحنهٔ قتل ماریون کرین خشونت کمتری از همتای رمانیاش داشت. در رمان، نورمن بیتس سر ماری کرین را میبرد. در فیلم، نورمن ماریون کرین را با چاقو میکشد و جسدش را مثله نمیکند.
نمایش (اسپویلر)
سر آلفرد هیچکاک از تبدیل چهرهٔ نورمن به چهرهٔ مادر در پایان فیلم خیلی دلواپس بود. او در اکران اولیه سه نسخهٔ مختلف از فیلم را فرستاد. نسخهٔ اول همان پایانی را داشت که امروز در همهٔ نسخهها دیده میشود، نسخهٔ دوم هیچ تبدیلی نداشت و نسخهٔ سوم این ترفند را در پایان داشت، اما آن را در نقطهای جلوتر از فیلم هم گنجانده بود. وقتی سام لومیس (جان گوین) برای پیدا کردن آربوگاست به متل بیتس برمیگردد، نمایی زومشده از نورمن وجود دارد که کنار باتلاق ایستاده و بسیار شوم به نظر میرسد. نسخهٔ سوم فیلم تبدیل نامحسوس چهرهٔ نورمن به چهرهٔ مادر را در همین لحظه داشت.
نمایش (اسپویلر)
نورمن بیتس در ابتدای فیلم روی علاقهاش به تاکسیدرمی تأکید میکند. صحنههای آخر فیلم نشان میدهد که او از مهارتش برای مومیایی کردن مادر خودش استفاده کرده است. در هر دو مورد، او میکوشد برای جنازهها توهم زنده بودن بسازد.
نمایش (اسپویلر)
در پایان صحنهٔ دوش، چند ثانیهٔ اول عقبکشیدن دوربین از چهرهٔ جنت لی فریز فریم است. سر آلفرد هیچکاک این کار را کرد چون همسرش هنگام تماشای راشها متوجه ضربان نبض گردن لی شده بود.
نمایش (اسپویلر)
برنارد هرمان قطعهٔ «The Swamp» را برای صحنهٔ فرورفتن ماشین ماریون در باتلاق ساخت. اما سر آلفرد هیچکاک به هرمان گفت از این قطعه استفاده نکند تا با سکوت، تعلیق و تنش را بیشتر کند. بنابراین قطعهٔ باتلاق در فیلم استفاده نشد.
نمایش (اسپویلر)
سر آلفرد هیچکاک از آن صحنهٔ بدنام توضیح روانپزشک، دکتر فرد ریچمن (سیمون اوکلند)، در پایان فیلم متنفر بود. او حس میکرد این صحنه خستهکننده است و فیلم در آن نقطه کاملاً میخوابد. منتقدان هم در طول سالها این صحنه را به تکهتکه کردن کشیدهاند و آن را بدترین صحنهٔ فیلم و یکی از بدترین صحنههای کارنامهٔ هیچکاک دانستهاند. هیچکاک و تماشاگران این صحنه را غیرضروری، بیش از حد واضح و پرحرف میدانستند که جلوی حرکت و تعلیق بقیهٔ فیلم را میگیرد. اما فشار شدیدی از سوی استودیوها و صاحبان قدرتی که فیلم را تأمین مالی و توزیع میکردند وجود داشت تا فشار صحنههای قبلی کم شود و ماجرا برای تماشاگران کمدقتتری که ممکن بود از افشای بزرگ پایان گیج شوند هم توضیح داده شود؛ به همین دلیل این صحنه در فیلم ماند.
نمایش (اسپویلر)
برخلاف داستان مشهوری که زیاد گفته میشود، سر آلفرد هیچکاک ترتیبی نداده بود که آب در صحنهٔ دوش ناگهان یخ شود تا جنت لی جیغ مؤثری بکشد. به نظر میرسد این افسانهٔ شهری از راهنمایان تور یونیورسال استودیوز شروع شده باشد که هنگام عبور از خانهٔ «روانی»، یکی از محبوبترین جاذبههای استودیو، چیز جالبی برای گفتن به گردشگران از خودشان درمیآوردند. جنت لی گفت گروه فیلمبرداری نهایت دقت را کرد که آب گرم بماند و فیلمبرداری این صحنه یک هفتهٔ کامل طول کشید.
نمایش (اسپویلر)
سر آلفرد هیچکاک در مرحلهٔ پس از تولید چند بار با سانسورچیها بر سر صحنههایی که آنها اعتراضآمیز میدانستند درگیر شد؛ از جمله صحنهٔ آغازین (ماریون در تخت با سوتین، بعد از آنکه آشکارا قرار عاشقانهٔ بعدازظهری با سام داشته)، برهنگی و خشونت ضمنی صحنهٔ دوش، و نمایش تصویری و صوتی توالت. با این حال او بیشتر حرف خودش را به کرسی نشاند، هرچند بعدها گفت صحنهٔ آغازین باید با سینههای برهنهٔ جنت لی ساخته میشد.
نمایش (اسپویلر)
افسر پلیس به ماریون کرین پیشنهاد میکند که خوابیدن در متلها امنتر از خوابیدن در ماشین خود آدم است. همین توصیه به مرگ او میانجامد، چون صاحب یک متل او را میکشد. منظور این است که همسقف شدن با یک غریبه امنیت چندانی ندارد.
نمایش (اسپویلر)
وقتی نورمن ماریون را در حال آماده شدن برای دوش گرفتن دید میزند، تابلویی که از دیوار اتاق پذیرایی برمیدارد تصویر سوزانا و پیرمردان است؛ در آن نقاشی، زن جوانی بیآنکه بداند در حال حمام کردن تماشا میشود.
نمایش (اسپویلر)
در کتاب، نورمن حدود چهل سال دارد. در فیلم حدود بیستوشش ساله است. سر آلفرد هیچکاک عمداً سن او را کمتر کرد تا کمتر شبیه شکارچی و آدمی مرموز و بیشتر شبیه مردی درمانده و قربانی به نظر برسد، تا همدلی تماشاگر را برانگیزد و افشای پایان فیلم، وقتی معلوم میشود او قاتل است، تکاندهندهتر شود.
نمایش (اسپویلر)
وقتی جنت لی دفتر ثبت متل را امضا میکند، به نظر میرسد نامی که بالاتر از او نوشته شده متعلق به مهمان زن دیگری است و این پرسشهایی را که در پایان فیلم درباره دیگر افراد گمشده مطرح میشود تأیید میکند.
نمایش (اسپویلر)
پایان فیلم ترکیبی از سه عنصر روی هم افتاده دارد که بسیاری آن را متوجه نمیشوند. روی آخرین نمای صورت نورمن بیتس، تصویری ثابت از یک جمجمه انسانی تقریباً بهشکل تصویر زیرآستانهای روی هم میافتد. این جمجمه از آن مادر است. سپس این تصویر در نمایی حل میشود که زنجیر، ماشین حامل جسد ماریون را از باتلاق بیرون میکشد. زنجیر طوری قرار گرفته که به نظر میرسد از جایی میگذرد که قلب نورمن/مادر باید باشد و بهصورت نمادین نشان میدهد که این دو به هم گره خوردهاند.